فراسوی خبر... پنجشنبه ۳۰ فروردین

پیچ جنگ و دست افزار حجاب اجباری

منصور امان

تصادُفی نیست که در همان روزهایی که آخوند خامنه ای و سپاه پاسداران در خفا مشغول تدارُک موشک پرانی به اسراییل و دامن زدن به یک بُحران جدید بودند، وی آشکارا علیه زنان میهن شمشیر به کمر بست و فرمان حمله به آنها را صادر کرد. نیاز مُبرم و حیاتی حاکمیت به مهار جامعه در حالی که آن را به گونه مُستقیم به سوی جنگ می برد و بیم مرگ و ویرانی را به دُشواریهایش می افزاید، تشدید سرکوب زنان و ترور حجاب اجباری را در دستور کار آن گذاشته است.

رویدادهای سلسله وار و مُرتبطی که پس از دستور آخوند خامنه ای رُخ داده است، به روشن ترین گونه وجه کاربُردی ابزار سرکوب زنان در سیاستهای استبداد مذهبی حاکم را توضیح می دهد. اتفاق جدید در به کارگیری این ابزار، گُسترش موارد استفاده از آن به عُنوان راه حل تامین اقتدار و غلبه بر چالشهای اقتصادی و اجتماعی داخلی، به پهنه سیاست خارجی و بُحرانهای ناشی از آن است؛ امری که بیش از همه تنگنای حاکمیت در توجیه و قابل پذیرش ساختن شرارتهای خارجی اش را آشکار می سازد.

اجبار رژیم ج.ا به دست زدن به سرکوب در داخل و حمله به جامعه برای هموار کردن مسیر آتش افروزی اش، بیش از همه اعتراف به مرزبندی بدون شکاف جامعه با سیاست خارجی آن و برنتابیده شدن ادعاها و دُشمن-دُشمن کردنهایش است. مردُم به جان آمده سالهاست که در اعتراضات صنفی یا سیاسی خود، بیزاری شان را از رویکردهای پُرهزینه و فلاکت زای حاکمان کشور به زبان آورده اند و بر آن پا فشُرده اند. کمتر کسی است که امروز آگاه نباشد موشک پرانی به اسراییل و تحریک به جنگ، به تنها چیزی که خدمت می کند، منافع صاحبان نعلین و چکمه پوش قُدرت و ثروت است.

آخوند خامنه ای و گُماشتگانش به خوبی آگاهند که در هیچ جنگ خارجی، حتی با شخص شیطان، از پُشتیبانی مردُمی برخوردار نیستند و هیچ آیه مذهبی یا ناسیونالیستی نمی تواند جامعه را  پُشت سر آنها بکشاند. آنها می دانند که لشکر ستمدیده ها و فرودستان جنگ آنها را نخواهد جنگید و از این هم هراسناک تر، نظام را در شُعله های آن به آتش خواهد کشید.

اراذل و اوباش حُکومتی که امروز به صورت زنان، مادران و دُختران چنگ می کشند، آگاهی مادیت یافته بیت آخوند خامنه ای نسبت به این صف بندی اجتماعی و سناریوهای واقعی ناشی از آن را تجلی می دهند. مُزدورانی که در خیابانها رژه می روند، تابلوهای بی پُشتوانگی حاکمیت در یک بُحران خطرناک خارجی و وحشت بی پایان آن از سرنگونی در آشوب ناشی از جنگ هستند. آنها حجم چرکین شکست اسلام سیاسی هستند که بیرون ریخته شده.

امروز هراس افکنی بر پایه یورش به زنان، در خدمت هموار کردن مسیر جنگ افروزی و تاکتیکی برای برکنار ماندن از پیامدهای اجتماعی آن است و از این زاویه، زنان دلیر ایران را بار دیگر در صف اول مُبارزه ای قرار داده است که این بار افزون بر خواسته های دموکراتیک پیشین، برای صُلح و علیه جنگ افروزان حاکم نیز به میدان خواهد آمد.    

 

 

بازگشت به صفحه نخست