فراسوی خبر... پنجشنبه ۱۷ اسفند

برای پیشگیری از سیل؛ باید ریشه این بلای اجتماعی را خُشکاند

منصور امان

آنچه که حوادث طبیعی را به سطح فجایع طبیعی فراز می دهد، روی دادن آنها زیر حُکمرانی و نظم رژیمهای از نوع ج.ا است. سیل سیستان و بلوچستان اولین نمونه از تاثیر مُتقابل این دو عامل در شکل گیری یک فاجعه تلخ برای بخشی از مردُم این سرزمین نیست و بی تردید آخرین آن نیز نخواهد بود، مگر آنکه یکی از این دو برای همیشه از مُعادله حذف شود.

در همان روزهایی که دستگاه حاکم سرگرم سرهم بندی شبه انتخابات و چینش مجلس اش بود، نزدیک به دو هزار روستا و بیست شهرستان در جُنوب شرقی کشور به مُحاصره سیل درآمد. تنها واکُنش حاکمیت، رهبران و کارگُزاران آن به این حادثه که زندگی و زیست دهها هزار نفر را آماج تهدیدی مرگبار و خانمانسوز کرده است، سُکوت مُطلق بود. در همین راستا رسانه های حُکومتی نیز به فرموده، از کنار آنچه که بر سیستان و بلوچستان می گذشت به سادگی رد شدند و دم فرو بستند و یا آنچنان به گونه خفیف و بی اهمیت بدان اشاره کردند که گویی لوله آب محله ای ترکیده است. مُهندسان انتخابات مایل نبودند هیچ رویدادی نمایش آنها را زیر تاثیر خود بگیرد و این را با خاموشی شان بُلند و رسا اعلام می کردند.      

پایان انتخابات هم اما آغاز کُمک رسانی به مردُم این اُستان نبود، بلکه ادامه رویکرد ناکارا و ضدمردُمی ای بود که تاکُنون مردُم دیگر اُستانهای سیل زده، زلزله زده، گردوغبار خورده، خُشکیده شده و جُز آن تجربه کرده اند. آنچه که معرکه انتخابات به تعویق انداخته بود، سیاست و رفتار ثابت حاکمیت در برابر حوادث مُشابه است. 

۹ روز پس از هُجوم سیل به مردُم محروم سیستان و بلوچستان، رژیم ولایت فقیه جُز مُشتی حرکات تبلیغاتی و گُفتار درمانی معمول، کُمک دیگری به آنها نکرده است. نماد این رویکرد، انتشار یک ویدیویی ساختگی از کُمک رسانی از سوی خبرگُزاری قُوه قضاییه است که به سُرعت آشکار گردید مربوط به سیل سالهای گذشته در امارات است. حاکمیت همچون همیشه در فقدان انجام اقدامهای اضطراری و لازم و کُمک رسانی فوری یا به جریان افکندن تدبیرهای پیشگیرانه برای جلوگیری از آسیبهای طبیعی یا دستکم کاهش آثار مُخرب آنها، رو به صحنه سازی و عملیات فریب می آورد تا بدینگونه ریش خود را از چنگ پُرسش و اعتراض جامعه رها سازد.

تجربه سخت و دردناک مردُم مُصیبت زده در نُقاط دیگر کشور، به مردُم ایران نشان داده که تنها یاور و پُشتیبان، خودشان هستند و انتظار کُمک از استبداد مذهبی حاکم بیهوده است. نشانه این آگاهی را می توان در به راه اُفتادن موج کُمکهای مردُم از سراسر کشور به سمت سیستان و بلوچستان مُشاهده کرد. از کُردستان تا هُرمُزگان و از نُقاط برکنار مانده از سیل تا بلوچهای ساکن اُستانهای دیگر، در حد توانایی خود به کُمک سیل زدگان شتافته اند.

ضرورت یاری رسانی را گُستره جُغرافیایی و انسانی ای که آماج سیل گردیده، آشکار می سازد. بخش بُزُرگی از اُستان به زیر آب رفته است، هزاران تن بدون سرپناه و بدون دسترسی به امکانات اولیه ای همچون آب و غذا شب را به روز می کنند و تعداد زیادی از سیل زدگان با خطر مرگ روبرو هستند. با تداوُم بارندگی، این آمار روز به روز افزایش می یابد.

با آگاهی از این امر که به وعده های حاکمیت نباید اعتماد کرد و نیز چشمداشت کُمک از آن خطاست، با تمام توان باید به مردُم سیستان و بلوچستان یاری رساند و همزمان باید فریاد اعتراض را علیه حُکمرانانی که بر ثروت و امکانات کشور خیمه زده اند و آن را از مردُم قرار گرفته بر لبه تیغه مرگ و زندگی دریغ می کنند، بُلند کرد. باید علیه نظم مُخربی که نه برای پیشگیری از آسیبهای حوادثی این چنین برنامه ای دارد و نه تمایُلی به هزینه کردن برای نجات جان و زیست آسیب دیدگان، شورید و ریشه آن را چون یک بلای اجتماعی خُشکاند.   

 

 

بازگشت به صفحه نخست