فراسوی خبر... پنجشنبه ۱۰ اسفند

انتخابات، جولانگاه باندهای مافیایی و اُلیگارشهای ولایتمدار

منصور امان

هرگاه در جریان انتخابات کشوری یا محلی بر سر هر موضوعی، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، رقابت مُنصفانه و آزاد، نظارت واقعی و بیطرفانه بر مراحل اجرای انتخابات از چاپ برگه تا شُمارش آرا و سرانجام شرط به رسمیت شناخته شدن نتیجه از سوی برگزار کننده غایب باشد، آنگاه آنچه که زیر نام انتخابات روی صحنه می رود، همان خواهد بود که رژیم ولایت فقیه این روزها در حال عرضه اش است: جولانگاهی برای باندهای مافیایی ولایتمدار و اُلیگارشهای پینه-پیشانی که در غیاب مردُم، بر سر طُعمه و غنیمت به روی یکدیگر پنجه می کشند و چانه می زنند.

به همان میزانی که حاکمیت و رسانه های تحت امرش تلاش می کنند به گونه مصنوعی و با مُعرفی لیستهای گوناگون و راه انداختن هیاهو گرد جدلهای میان تُهی رُقبا بساط انتخابات را گرم جلوه دهند، زنندگی این مضحکه نیز بیشتر به چشم می آید. در حالیکه عزم توده ای تحریم انتخابات هیچ فضایی برای مانُور روی جُمهوریت و سوواستفاده از برگه آرا در نقش برگ انجیر استبداد دینی به جا نگذاشته، نزاع داخلی اُصولگرایان، اصل موضوع روی میز، یعنی کشاکش بر سر تکه های گوشت قُربانی را به گونه عُریان و بدون پوشش به تماشای همگان گذاشته است.

در این میان مُهندسی مطلوب انتخابات تا آنجا مسیر را برای خودیها هموار و خالی از شریک کرده که رده های زیرین و پیاده نظام را هم به طمع سهم خواهی انداخته است. در میانه تقسیم مقام و ثروت بین بُزُرگان، لیستهای مُتقاضیان مشاغل پُردرآمد چونان قارچ از زمین می روید و کوچک ابدالها با دهانهای به آب اُفتاده، نام خود را برای افزایش شانس برنده شدن، همچون لاتاری در لیستهای گوناگون ثبت می کنند.   

تنها شگفتی که این دور از انتخابات خامنه ای- جنتی می تواند برای جامعه داشته باشد، درجه شفافیتی است که نظام و وابستگان آن در نشان دادن حرص و اشتهای شان برای غارت ثروت بادآورده از خود نشان می دهند. از فُقها و حُقوقدانان شورای نگهبان که دلالانش صلاحیت می فروشند و نامزدهایی که با رقص و آواز پول پخش می کنند، تا پدرخوانده ها قالیباف، محصولی و آقای تهرانی که پُست و مقامهای نان و آب دار را چُرتکه می ریزند، از رأس تا انتها، تمامی دستگاه های مربوطه به طور علنی در کار بهره برداری آنی یا آتی از مداخل انتخابات هستند.

پرده دری وقیحانه ذی نفعان فقط یک دلیل می تواند داشته باشد و آن خوانده شدن دست آنها در این بازی از سوی جامعه است. آگاهی مردُم بر تضاد خواسته ها، اُمیدها و انتظارات شان با منافع دستگاه حاکم و باندهای آن، اصلاح طلب یا اُصولگرا، دیرگاهیست که صف آرایی موجود در صحنه اجتماعی را شکل داده است. نه جامعه به نظام، عناصُر و نهادهای آنان توهُم دارد و نه اینان پیرامون جایگاه و تصویر خود نزد مردُم دُچار خیالبافی هستند.

اما آسوده خاطری دستگاه حاکم فقط در همین پهنه باقی می ماند؛ زیرا آنگاه که به صحنه انتخابات اش می نگرد، یک صف بندی روشن را می بیند که مرز آن بین بودن یا نبودن کشیده شده است. حرکت اجتماعی تحریم از سر قهر با صندوق یا نیافتن نمایندگان خویش در میان نامزدها نیست، بلکه ماهیتی براندازانه و سیستم ستیز دارد. نه به این نمایش، از بستر خُشک انفعال و سرخوردگی هم برنخاسته، که بی واسطه از کوره خشم توده ها از وضعیت موجود و پُشت سر گذاشتن نظم حاکم بر آن با آیینها و اُرگانها و تشریفاتش فوران می کند.

ابتذال انتخاباتی رژیم ولایت فقیه، پاسُخی انقلابی گرفته است و مُحرک قوی تری در تداوُم و تشدید مُبارزه برای نان و آزادی خلق کرده است.    

 

 

بازگشت به صفحه نخست