فراسوی خبر... پنجشنبه ۱۸ دی

 پیشروی جامعه، فرسایش قدرت

منصور امان

بدون توجه به صدای شیپور حمله خامنه‌ای و خط ونشان کشیدن پادوهای وی، خیزش سرنگونی بی‌هراس و شتابان به‌پیش می رود. شهرهای بُزُرگ و کوچک کشور یکی پس از دیگری به صف قیام می پیوندند و با هر روزی که به عُمر  اعتراضات افزوده می شود، ترکیب  اجتماعی آن نیز غنای بیشتری می یابد. گروه‌های اجتماعی دیگری که در گذشته کمتر در خیابان حضور داشتند، امروز با صدایی روشن‌تر و حضوری پُررنگ‌تر وارد میدان شده‌اند و همین تنوع، وزن و عُمق اعتراضات را چند برابر کرده است.

علی خامنه‌ای و دستگاه تحت امر او در برابر موج جدید اعتراضات نه حرف و نه تدبیر تازه‌ای دارند. آنها با اُلگوهای قدیمی و ابزارهای کُهنه به جنگ با مردُم آمده‌اند؛ اُلگو و ابزارهایی که زمانی شاید کارآمد به‌نظر می‌رسیدند، اما اکنون در برابر جامعه‌ای دگرگون‌شده، کارکرد خود را از دست داده‌اند. میدان  جنگ به کُلی دگرگون شده، عوامل دخیل در توازُن نیرو جابجا شده و شرایط دو طرف در «بالا» و «پایین» نه تنها شبیه ۱۴۰۱ نیست، بلکه حتی به هفت ماه پیش هم شباهتی ندارد.

از یکطرف تنگنای اقتصادی عمیق امکان مانور را از حاکمیت گرفته و در پی آن، ابزارهای همیشگی خرید زمان و آرام‌سازی مقطعی را بی‌اثر کرده است. طرحهایی از جنس «یک میلیون تومان برای هر نفر» نه تنها از نظر مالی پُشتوانه‌ای ندارد، بلکه بیش از آنکه راه‌حل باشد، نشانه آشُفتگی و ناتوانی در مُواجهه با واقعیتهای اقتصادی است. جامعه‌ای که سالها زیر بار تورُم، بیکاری و سُقوط معیشت له شده، دیگر با وعده‌های توخالی و مُسکنهای بی‌اثر فریب نمی‌خورد. جهش قیمتها و تداوُم سُقوط ارزش پول ملی بی‌درنگ پس از اعلام «کُمک» یک میلیونی، مُشت خالی حاکمیت را برای مردُم بیشتر باز کرده است.   

از طرف دیگر، فشارهای خارجی و منطقه‌ای رژیم حاکم را در موقعیتی شکننده‌تر قرار داده است. شکستهای پی‌درپی در میدانهای نُفوذ منطقه‌ای، از لبنان تا سوریه و عراق، نه تنها هزینه‌های سیاسی و امنیتی آن را افزایش داده، بلکه منابع مالی و توان عملیاتی اش را نیز فرسوده کرده است؛ آنچه که در رویکرد سختگیرانه طرفهای خارجی ج.ا به خوبی مُشاهده پذیر است. تهدیدهای صریح برخی بازیگران خارجی مبنی بر دخالت در صورت اعمال خُشونت علیه مُعترضان از این زمینه سرچشمه می گیرد. این پیامها، فارغ از مضمون سیاسی‌، به حاکمان ج.ا نشان می دهد که میدان داخلی دیگر از فشارهای بیرونی جدا نیست و رویکرد آنها می‌تواند پیامدهایی فراتر از مُحاسبات معمول داشته باشد.

تغییرات رُخ داده، مسیر آینده را که با نان و آزادی نشانه‌گذاری شده  تعیین می‌کند. مردُمی که امروز در خیابان حضور دارند، با آگاهی از همین ضعفهای ساختاری پیش می‌روند. پیشروی آنها   از دل تجربه‌های پُشت سر گذاشته شده، هزینه های داده شده و درک ضرورت سرنگونی  استبداد مذهبی حاکم برآمده است.    

 

 https://t.me/nabard_khalgh

بازگشت به صفحه اول