فراسوی خبر ... شنبه  31 فروردین

نامتان بر بلندای اندیشه رهایی بشریت جاودان خواهد ماند

 زینت میرهاشمی

در میان خبرهای روز به گردش می نشینم. امشب نوبت من است تا خبری از رنجها و دردهای مردم ایران را  قلم زنم. اعتراض معلمان و فرهنگیان به محکومیت اعدام همکارشان فرزاد کمانگر، دستگیری و ضرب و شتم کارگران لاستیک البرز، دستگیری و شکنجه دانشجویان، زندانی کردن خانواده های کشتار سال 1367 و .... گویا پایانی بر این رنج و درد و غم نیست؟ یاد شاملوی عزیز می افتم که نوشت: «نه جهان به آخر رسیده است و نه قرار است که سلطنت جابرانه ابلیس برای ابد بر پهنه زمین مستقر بماند.»

 قلمم مرا به رویدادی بزرگ در تاریخ رنجها و دردهای مردم ایران می برد. رویداد 30 فروردین 1354 . به قتل رساندن 9 تن از زندانیان سیاسی. بیژن جزنی، حسن ضیاء ظریفی، کاظم ذوالانوار، عزیز سرمدی، مشعوف (سعید )کلانتری، عباس سورکی، مصطفی جوان خوشدل، محمد چوپانزاده، احمد جلیل افشار.

7 تن از رفقای فدایی و 2 تن از مجاهدان خلق در تپه های اوین با رگبار مزدوران شاه به قتل رسیدند. قلبهایی که در فراسوی نام این بزرگان، قامت بلند آرزوهای خویش در رهایی بشریت را می دیدند، به درد آمد. برگی به مبارزه مردم ایران اضافه شد. مزدوران شرمناک از تاثیر این خبر هراسان بودند و ادعا کردند که این زندانیان در حال فرار کشته شده اند. هیچ کس این دروغ را باور نکرد و این رویداد چنان نفرتی بر دلها نشاند که تبدیل به رویدادی جاودانه شد. فقدان رفیق کبیر بیزن جزنی اگر چه برای جنبش فدایی بسیار زیان بار بود اما  بدون شک بیزن و آثارش و نیز هماوردطلبی اش در برابر الگوهای ذهنی و مکتبی کردن مارکسیسم، برای جنبش فدایی و جنبش کمونیستی ایران، رهاوردی پر ارزش و جاودانه خواهد بود. بیژن جزنی در گرانیگاه برخورد با شرایط مشخص، تضادهای طبقاتی و پاسخ به شرایط روز ایده های نوینی را پایه گذاری کرد که همچنان راهبرد عملی در شرایط امروز هم دنبال می شود.

نام این زندانیان در تاریخ مبارزه مردم ایران علیه دیکتاتوری پهلوی، نماد دوره ای از تاریخ سرشار از شجاعت انقلابی، بی باکی و چالش کشاندن جزیره ثبات و آرامش شاه بود.

شاه در مصاحبه با خبرنگار روزنامه گاردین (14 ژانویه 1974)  گفت: «مردم ایران با قلب و روحشان، پشت سر پادشاه خود استاده اند.» وی در برابر سوالی که از طرف خبرنگاری در مورد تعداد زندانیان سیاسی در ایران شد جواب داد «تعدادی خیانت کار»

شاه در جشنهای 2500 ساله گفت: کوروش« آسوده بخواب، زیرا ما بیداریم و پیوسته بیدار خواهیم ماند.»

و این شقایقهای سرخ اوین از جمله شجاعان برجسته ای بودند که زمزمه های شبانه را شکافتند و پیوستگی بیداری شاه و هزار فامیلش را به قبرستان تاریخ سپردند. بیژن جزنی و یارانش به راستی این انگاره را به واقعیت تبدیل کردند «آن که می گفت حرکت مرد در این وادی خاموش و سیاه برود شرم کند.»

بر نهاده این رویداد بزرگ و تلاش کسانی که در کوه غیر ممکنها تونلی برای تغییر و رهایی بشریت زدند می توان تجربه ای گرانبها گرفت. این که «قله را فرو نمی توان کشید و سکون را جاشنین حرکت نمی توان کرد.»

یاد همه بزرگانی که برای رسیدن به قله رهایی بشریت جان خود را فدا کردند و حاضر نشدند در استبداد پهلوی و ولایت فقیهی پایان تاریخ مبارزه را ببینند گرامی باد.