فراسوی خبر... سه شنبه ۲۸ اردیبهشت

جبهه گیری ناجوانمردانه رفسنجانی

منصور امان

آقای اکبر رفسنجانی یکبار دیگر نشان داده که شُهرت خود به حسابگری سیاسی و سوداگر بودن را بیهوده کسب نکرده است. او به وسیله موضعگیری علیه دیدار دُخترش، خانُم فائزه رفسنجانی با یک زندانی عقیدتی، از برابر تهاجُم سازمان یافته باند رقیب که می تواند موقعیت او را تضعیف کند، جاخالی داده است.   

همزمان با افزایش حملات باند ولی فقیه علیه مُلاقات خانُم فائزه رفسنجانی با خانُم فریبا کمال آبادی، زندانی بهایی، آقای رفسنجانی نیز با ارزش گذاری اقدام وی به عُنوان "اشتباه بد"، او را به توبه و موضعگیری علیه بهاییان، یا آنگونه که خود گفته "تصحیح و جُبران" فراخوانده است. رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، خود در این راستا سرمشق شده و به ناسزاگویی و نفرت پراکنی علیه آیین بهاییت پرداخته تا سپس از آن اعلام بیزاری کند.   

با این موضعگیری، آقای رفسنجانی کم خطر ترین راه برای مُقابله با موج کینه توزانه ای که باند آقای خامنه ای به راه انداخته را برگُزیده؛ او با موج مزبور همراه شده و در مسیر آن به حرکت در آمده است.

تردیدی نیست که یک علت کارزار باند حاکم علیه خانم فائزه رفسنجانی، تسویه حساب با پدر وی و گشودن زاویه دیگری برای حمله و تحت فشار قرار دادن جناح میانه حُکومت است. اما این امر را نمی توان تنها و اصلی ترین سرچشمه یورش آقای خامنه ای و همدستانش دانست.

بر فراز این کشمکش و در اصل هر جدال درونی باندهای قُدرت جمهوری اسلامی، وظیفه حفظ خط و مرزهای فرقه ای "نظام" و رژیم آپارتاید سیاسی و عقیدتی آن قرار گرفته است؛ پایه ای که ثبات حُکومت دینی و سُلطه نمایندگان انحصاری آن را تضمین می کند و از "مُحافظه کار" تا "میانه رو" و از "افراطی" تا "اصلاح طلب"، جُملگی دسته بندیهای حُکومتی خود را بدان مشروط و مُتعهد می دانند.  

اقدام خانُم فائزه رفسنجانی که چیزی بیشتر از یک رفتار انسانی ساده نیست، ایجاد حُفره نظری و عملی در مرزهای مزبور انگاشته می شود؛ حُفره ای که به دلیل بازتاب گُسترده خبر کاویده شدن آن، می تواند به تعداد گیرندگان تکثیر شود.

ارتجاع مذهبی برهم خوردن طبقه بندی "خودی" و "غیر خودی" شهروندان را نمی تواند تاب بیاورد، زیرا قُدرت مُبتنی بر قهر آن در پروسه دایمی نفی غیر و اثبات خویش ریشه دارد. رویکرد ایدیولوژیک "نظام" در برخورد به پدیده های زمینی و زدن مُهر نجس پاک بر آنها، بخشی از این فرآیند است که مُتوجه رهانیدن گریبان استبداد دینی از شر چالشهایی مانند دموکراسی، حُقوق بشر، حُقوق شهروندی، آزادی بیان، عقیده و وجدان و جُز آن می باشد.   

از این زاویه، جبهه گیری ناجوانمردانه آقای رفسنجانی علیه فرزند خود را می توان به خوبی موضعی پراگماتیستی خواند؛ فُرصت طلبانه و حقیر در نظر به منافع آنی که برای خود مُتصور است؛ حسابگرانه و "بصیرت" تراز با نگاه به "مصالح نظام"!

 

 

بازگشت به صفحه نخست