فراسوی خبر... یکشنبه ۱۹ اردیبهشت

بین سطرهای نامه ۲۳۰ روزنامه نگار چه نوشته شده؟

منصور امان

بسا زودتر از آنچه که آقای روحانی می پنداشت، دوران ماه عسل او در سواحل توافُق هسته ای در حال رسیدن به انتها است. جناح میانه حُکومت همزمان با آنکه توانسته است در نتیجه نوشاندن "جام زهر" به باند رقیب، موقعیت خود در هیرارشی قُدرت و ثروت را بهبود بخشد، به شتاب زیر فشار جامعه و حتی بدنه اجتماعی خود قرار می گیرد که به نوبه خویش خواهان لمس آثار "برجام" می باشد. مضمون نامه ۲۳۰ روزنامه نگار، این تحول را به کارگُزاران هسته ای یادآوری می کند.

این روزنامه نگاران در یک نامه سرگُشاده خطاب به حُجت الاسلام حسن روحانی، ضمن اعتراض به حبس و صدور محکومیتهای سنگین علیه کوشندگان رسانه ای تاکید کرده اند که به "تدبیر و اُمید" رای داده اند تا شاهد تغییر این رویه باشند "و نه بالعکس!".

فاکت این است که در دوره صدارت آقای روحانی، ده ها روزنامه نگار و کوشنده رسانه ای دستگیر شده و هم اکنون دستکم سی تن از آنها در زندان بسر می برند. "تدبیر" حُجت الاسلام روحانی در این راستا بیشتر بر جارو کردن موضوع زیر فرش و بستن "اُمید" به مشمول مرور زمان شدن آن و کاسته شدن از حساسیت اش خُلاصه شده است.

یک مُشاجره دوره ای تبلیغاتی با باند رقیب یا قُوه قضاییه آن و سپس به بایگانی سپردن موضوع تا نوبت بعد، مجموع کارنامه وی در برخورد به تاخت وتازهای سرکوبگرانه در این پهنه را تشکیل می دهد؛ یک بازی به ظاهر بُرد - بُرد برای هر دو طرف! بدین گونه که آقای روحانی اندکی خود را با وعده هایش می آراید و اطرافیان را آرام می سازد، در مُقابل باند حاکم نیز سیاست خشونت بار خویش علیه ابزارهای اطلاع رسانی و کوشندگان آنها را بدون هیچگونه تغییری به پیش می برد.

نامه  سرگُشاده روزنامه نگاران نشانگر این واقعیت است که ترفند مزبور به گونه فزاینده ای کارایی خود در راضی ساختن مُخاطبان اش را از دست می دهد. گرایشهایی از روشنفکران و کوشندگان که تا پیش از این پابرجا ماندن رژیم پُلیسی امنیتی با وجود عقب نشینی باند حاکم را با مصلحت پیشرفت مُذاکرات هسته ای تخفیف می دادند، اینک که شاهد کشیده شدن شرایط مزبور به دوران "پسا برجام" شده اند، به تدریج از این مُحاسبه زیان بار فاصله می گیرند.

در همین حال، انتظار دگرگونی داوطلبانه رویکرد "دولت اعتدال" در برابر رسانه های چاپی و دیجیتال و کوشندگان آن واقعی نیست. جناح میانه حُکومت اگر چه اختلافهای تاکتیکی مُعینی با باند رقیب در کُنترُل، سانسور و مهار رسانه ها دارد، اما به همان خوبی هم آماده است برای مصالح "نظام" و نیز باقی ماندن در زمین بازی قُدرت، این اختلافها را کنار بگذارد. سال گذشته وقتی آقای مُحمدجواد ظریف در گفتگو با خبرنگاران خارجی مُدعی شد در ایران روزنامه نگار زندانی وجود ندارد و تاکید کرد کسانی که در زندان هستند، قانون شکن هستند و پُشت این عُنوان پنهان شده اند، این انعطاف تاکتیکی را در شکل تعظیم بُلند بالا به چُماق سرکوب باند حاکم به نمایش گذاشت.

بین خطوط نامه ۲۳۰ روزنامه نگار به دولت کارگزاران هسته ای این هُشدار را می توان خواند که توافُق اتُمی و عقب نشینی خارجی، به طور مُجرد و بدون دیده شدن آثار عینی آن در حیات سیاسی اقتصادی جامعه، ارزشی به حساب نمی آید و امتیازی به پای کسی نمی نویسد. حرکتهای اعتراضی کارگران، مُعلمان، پرستاران، دانشجویان، کاسبان خُرد، دستفروشها و جُز آنها که بر تعداد و حجم شان به گونه مُنظم افزوده می شود، بیان مادی این آگاهی است.  

 

 

بازگشت به صفحه نخست