فراسوی خبر... دوشنبه ۱۶ خرداد

"دُشمن"ی که حلقه طناب شکست و ناکارایی را به گردن "نظام" انداخته

منصور امان

"نظام" برای رهایی از طناب داری که مردُم به پا خاسته به گردنش انداخته اند، دست و پا می زند. زیر فشار و نیروی اعتراضی که به گونه مُستقیم رژیم جمهوری اسلامی و نماد سیاسی آن آقای علی خامنه ای را زیر ضرب گرفته، باند حاکم به تلاش ریشخند آمیزی برای خارج کردن خود از تیررس حملات دست زده است.

نخُستین نُکته جالب توجه در این رابطه، اعتراف پایوران ارشد این باند به جهتگیری و مضمون اعتراضات و خیزشهای اجتماعی است. آیت الله علم الهدی، گُماشته آقای خامنه ای در خُراسان، پرخاش کرده است: "چرا از نظام مُطالبه می کنید و به سُراغ سُتون خیمه نظام می روید؟ از من مسوول پیگیری کنید."

وزیر پیشین اطلاعات، حُجت الاسلام مُصلحی، ابعاد این صف بندی را به صورت گُسترده تری به تصویر کشیده و قرار گرفتن آقای خامنه ای و پیرو آن رژیم ولایت فقیه زیر پُتک اعتراضها را "فتنه جدید" نامیده است. او هُشدار داده: "دُشمن به دُنبال طراحی یک فتنه جدید است که محور آن آنها مقوله اصل نظام و ولایت فقیه است."

در همین حال یک سرکرده نظامی امنیتی حُکومت به نام مُحمد باقری که آشکارا از سرازیر شدن بدون میان بُر خشم جامعه به سوی بارگاه قُدرت به وحشت اُفتاده، رجز بیهوده خوانده: "اجازه نمی دهیم مسایل اجتماعی و اقتصادی به مسایل سیاسی و امنیتی تبدیل شود."

این گُذار بُنیان برافکن اما مُدتهاست که صورت گرفته و دامنه و ژرفش آن به چنان درجه تهدیدی برای حاکمیت فراز یافته که آقای خامنه ای و همدستانش در تلاش رویارویی با آن مشغول تیز کردن چاقو برای به قربانگاه بردن جناح میانه حُکومت شده اند.

آقای علی اکبر ولایتی، مُشاور خانه زاد "آقا"، پرده این نمایش دیدنی با سناریوی فرار دسته جمعی "رهبر" و "سرداران" و کارچاق کنهایشان را بالا زده است. وی دولت و مجلس را مسوول شکست برجام" معرفی کرده و با سرزنش آنها به دلیل انجام ندادن "تذکُرات رهبر"، به اربابش دسته گُل داده است.

پس از وی، نوبت به یک پادوی خانگی دیگر آقای خامنه ای، پاسدار مُحسن رضایی، رسید که معرکه را گرم تر کند. او نیز آقایان حسن روحانی و علی لاریجانی را دراز کرده و ادعانامه ای در چهار بند را با عُنوان "اشتباهات" آنان در موضوع "برجام" خوانده است. وی همچون آقای ولایتی نه تنها مسوولیت "مقام مُعظم" را از اساس مُنکر شده، بلکه به سینه او به خاطر شیادی "تعیین شرط" پس از امضای "برجام"، مدال آویخته است.

با وجود تلاش ابواب جمعی، اما دلهُره "مقام مُعظم" از صداهایی که از بیرون "خیمه نظام" به گوشش می رسد تا آنجا مُتورم شده که خود نیز به گونه فزاینده ای میکروفُن به دست می گیرد تا جامعه را قانع کند که "رهبری" هیچ مسوولیتی در مساله "برجام"، در اعمال قوه قضاییه، در سیاستهای دولت، در عملکرد صداوسیما و جُز آن ندارد.

پنج سال پیش او بعد از نشاندن جامعه به خاک سیاه، پا به فرار گذاشت و از پذیرش مسوولیت شرارت هسته ای و پرداخت غرامت به انبوه خسارت دیدگان شانه خالی کرد. امروز آقای خامنه ای و دستگاه تحت رهبری وی به همان نُقطه ای برگشته اند که در هنگام شکست پروژه پُرهزینه و فلاکت بار هسته ای قرار داشتند.

مردُم ایران اما از این نُقطه عُبور کرده اند. آنها شکست حُکومت در برنامه های خود، چه خُرد و چه کلان، در همه پهنه های کار و زندگی خویش را تجربه کرده اند. کارگران، کارمندان، کشاورزان، دانش آموختگان، بازنشسته ها و جوانان به روشنی می بینند که سیاستها و تصمیمهای رژیم ولایت فقیه در پهنه داخلی و خارجی به گونه پیوسته زندگی آنها را سخت تر و طاقت فرساتر می کند و سعادت و شادی را از زندگی شان ربوده است. مردُمی که از دی ماه تاکنون در خیابان هستند و بخش بُزُرگتری که در راهند، تصوُر روشنی از علت رنج و گرفتاریهای خود دارند و دریافته اند که برای تغییر این وضعیت، خواهان چه تغییراتی باید بشوند.

مانورهای آقای خامنه ای و همریشانش برای گریز از پروسه مُحاکمه ای که در نظر و عمل جامعه به جریان افتاده، در پس تحوُلات قرار دارد. راه گُریز آنها به جلو مسدود و به عقب بی نتیجه است.      

 

 

بازگشت به صفحه نخست