فراسوی خبر... 11 بهمن
سرنوشت حُکومت را بیدادگاه ها و دیرکهای اعدام رقم نمی زند
منصور امان
در حالیکه رژیم جمهوری اسلامی گمان می بُرد با برگُزاری دادگاه های نمایشی و اعدام مُخالفان سوراخی برای فرار از روبرو شُدن با جُنبش اجتماعی در 22 بهمن یافته است، واکُنش شدید و یکپارچه در داخل و خارج از کشور به اعدام صحرایی مُحمدعلی زمانی و آرش رحمانیپور، درس بهتری به آن داد.
رهیافت وحشت پراکنی باند نظامی - امنیتی ولی فقیه با وجود بیرون کشیدن همه ی بضاعت غیرانسانی خود برای به نتیجه رساندن اش نه تنها تاکُنون قادر به پس راندن یا حتی مُتوقف کردن جُنبش نشُده است بلکه، خود به فاکتوری در جهت مُتمرکز کردن و به پیش راندن آماج اعتراضها و گُسترش صحنه ی کشاکش به لایه هایی از جامعه بدل گردیده که از آن برکنار مانده بودند.
همچون 7 ماه گُذشته، حُکومت تلاش می کُند میدان تعیین سرنوشت خود را به بیدادگاه ها، زندانها و پای دیرکهای اعدام مُنتقل کُند؛ نُقاطی که هنوز انحصار اعمال قُدرت را در اختیار دارد. این در حالی است که حتی برای کُند فهم ترین پایور باند ولایت نیز روشن شُده است که پس از 23 خُرداد، دو مساله ثبات و بقا در همان جایی حل و فصل می شود که به گونه ی ثابت از مدار تسلُط و فرمانروایی آنها خارج می شوند یعنی، در شبکه های به هم پیوسته اجتماعی، در خانه، دانشگاه، مدارس، خیابان و به بیان کُلی، در قلمروهای کوچک و بُزُرگ اجتماعی که علیه حُکومت ایجاد شُده یا در حال شکل گیری است.
آقای خامنه ای لاشه ی تدبیر خود را از یک میدان نبرد به میدان دیگر می افکند و همچنان به گونه بیهوده ای در انتظار دم حیات بخش آن به سر می برد. گردگیری او و همدستانش از معرکه تکراری نمایش اقتدار پیش از دریافت هر ضربه ی خُرد کُننده جدید، کارت دعوت همگانی برای تماشای چرخش سرگیجه آور آنها به گرد خود و درجا زدن شان در این تدبیر تک عُنصری است.