فراسوی خبر... چهارشنبه اول مهر

خامنه ای بر سکویی از اجساد قُربانیان شیپور جنگ می نوازد

منصور امان

با تهدید عربستان به اقدام نظامی و تروریستی، رهبر جمهوری اسلامی در تنور جنگ نیابتی تازه ای که به راه انداخته است، هیزُم تنومند تری افکند. ویژگی برجسته ماجراجویی جدید او و همدستانش در این نهُفته است که برخلاف دیگر میدانهای آشوبی در منطقه که سر رشته داری می کنند، این بار آنها بار گران جنگ کثیف خود را نه بر دوش زنده های لُبنانی، عراقی یا سوری بلکه، بر گُرده زائران کُشته شده ایرانی حمل می کنند.

واکُنش تهاجُمی و نامُتوازن حاکمان جمهوری اسلامی به حادثه تراژیکی که به مرگ صدها شرکت کننده در مراسم مذهبی حج مُنجر شد، به خوبی استفاده پوششی آنها از این رویداد را نشان می دهد. از همان نخُستین لحظات انتشار خبر این سانحه، رهبران و پایوران جمهوری اسلامی تلاش خود را برای سیاسی کردن آن و تبدیل به یک بُحران علیه رقیب منطقه ای خود به کار گرفتند.

دستگاه تبلیغاتی حُکومت بی درنگ و به گونه هماهنگ برای توضیح حادثه منا به ترمهای تحریک کننده ای مانند "توطیه"، "مشکوک" و "عمدی" بودن مُتوسل شد و بر این خط تا بدانجا پیش رفت که حتی سناریوهایی مانند استفاده از "گاز سمی" و "برق" برای کشتن بازدید کنندگان را نیز به میان افکند.

تبلیغات زهرآگین و تنش آفرین مزبور وظیفه داشت بستر ورود آیت الله خامنه ای، همدستان و کارگُزارانش به معرکه و رسمیت دادن به جنگ لفظی علیه عربستان را فراهم کند. آقای خامنه ای در نخُستین نمایش خود روی این صحنه پرخاش کرد که رژیم عربستان "باید عذرخواهی کند". سپس نوبت به سرکردگان نظامی امنیتی رسید که از "خیانت آل منفور سعودی" دم بزنند و "سُقوط نزدیک آل سعود" را بشارت دهند.

روز چهارشنبه، رهبر جمهوری اسلامی، در نُقطه اوج موقتی این معرکه، به گونه آشکار عربستان را به واکُنش "سخت و خشن" تهدید کرد و به این ترتیب ستیزه ای که به جریان انداخته را یک گام دیگر به جلو راند. او تلاش کرد رویکرد پُرسش برانگیز خود را با دلسوزی برای کشته شدگان و بهانه های مُبهمی با عُنوان "موذیگری" و "بی احترامی به حُجاج ایرانی" توضیح دهد، اما رفتار مُبالغه آمیز و عدم تناسُب آشکاری که بین برخورد جنگ طلبانه و تنش آفرین حُکومت و حادثه روی داده وجود دارد، وجود انگیزه های دیگری در پس این جنجال را نیز آشکار می سازد.

واقعیت آن است که رژیم جمهوری اسلامی با سیاست مداخله گرانه در کشورهای منطقه و تلاش برای ایجاد "عقبه استراتژیک"، خود را در جبهه ای از لُبنان تا سوریه و از عراق تا یمن در برابر کشورهای عربی به رهبری عربستان قرار داده است. هدفهای سیاسی رژیم ولایت فقیه که با رنگ ولعاب ایدولوژیک و فرقه گرایانه عرضه می شود، به نوبه خود شکاف بین این دو صف آرایی را عمیق تر و مُتشنج تر می کند. جنگ حُجاج ادامه همین رویارویی است در میدانی دیگر و با وسیله ای دیگر.

در همین حال، نقش فاکتور تنش و بُحران خارجی به مثابه یک پایه بقا و ثبات "نظام" را در رویکرد تعرُضی و خشن حُکومت به حادثه منا نباید از یاد برد. نیاز دایمی به زندگی زیر سایه "دُشمن" غداری که گویا حمله نظامی آن مساله امروز و فردا است، تا بدانجا برای رژیم ولایت فقیه کلیدی و استراتژیک است که حتی اگر خصمی هم در کار نباشد، مجبور به اختراع آن است.

"توافُق جامع" هسته ای با دُشمنان محبوب و سُنتی "نظام"، آمریکا و غرب، ضربه ای جدی به این سیستم فکری و سیاسی وارد آورده است. "برند جمهوری اسلامی" در حال دستمالی شدن با سر انگُشتان ظریف "برجام" است و خطر کشیده شدن فرش از زیر پای شُرکای نظامی و امنیتی "آقا" و فاقد موضوع شدن آنها، گرد سر هر دو یار جُدایی ناپذیر به پرواز درآمده است.

از دریچه این تهدید واقعی است که آقای خامنه ای و چکمه پوشان اش، در یک سانحه، فعل جنگی می بینند و اجساد قُربانیان را به سکوی زدن شیپور جنگ تبدیل می کنند.         

 

 

بازگشت به صفحه نخست