فراسوی خبر .... پنجشنبه ۱۰ اسفند

 

عصیان کارگر نیشکر هفت تپه با خودکشی

 

زینت میرهاشمی

 

خودکشی کارگر پیمانی نیشکر هفت تپه در کانال آب مزارع نیشکر در روز سه شنبه ۸ اسفند ماه سال ۱۳۹۶، بار دیگر برگی از بی عدالتی مناسبات حاکم بر کار و سرمایه که در زرورق اقتصاد مقاومتی ولایت فقیه پیچیده شده است را ورق زد. مسئول جان کارکرانی که در پی ناامیدی از دریافت مطالبات بر حق شان جانشان را از دست داده اند حکومت و در راس آن خامنه ای است.

جسد بی جان کارگر فصلی مجتمع هفت تپه، انبانی از خشم و تنفر کارگرانی است که ماههاست حقوق نگرفته و برای مطالبات اولیه شان هیچ نقطه امید و چشم اندازی نمی بینند. علی نقدی با ۲۷ سال سابقه کار در مجتمع نیشکر هفت تپه صبح روز سه شنبه در حالی که از پیگیری خواسته های خود در بخش اداری این مجتمع ناامید شده بود با خودکشی تنفر و خشم خود را نشان داد. بدون شک، این نوع خودکشیها نه یک گزینه برای زندگی بهتر، بلکه عصیانی علیه استثتمار و حکومت مدافع آن است.

همان گونه که در ماه قبل، بیژن قلوزی، کارگر کارخانه آسفالت کامیاران با بیش از ۲۳ سال سابقه کار در دفتر کارفرما با شعله های آتش جانش را از دست داد و در همین چند روز چند دختر جوان در اثر ظلمی که بر آنان می رود دست به خودکشی زدند.

 

خودکشی در اثر فقر و ناامیدی در رسیدن به حقوق خود و نداشتن چشم اندازهای روشن برای زندگی عادلانه تر به برکت رژیم ولایت فقیه رشد چشمگیری داشته است. می توان گفت که حکومت به عنوان بزرگ سرمایه دار همراه با قوانین ضد کارگری موجود، انسانها را به سمت اقدام به خودکشی به عنوان بی راهه نهایی از روی ناامیدی سوق می دهد. بدون شک سرکوب و آزار کارگران، زندانی کردن فعالان کارگری و به قل و زنجیر کشاندن شرکت کنندگان در اعتصابهای کارگری، از یک سو مناسبات استثمارگرانه و ظالمانه را تقویت می کند و از سوی دیگر کارگران را به ناامیدی و اقدامهای از نوع خودکشی می کشاند.

شعارهای طَعنه مانند که در برخی از حرکتهای اعتراضی کارگران در هفته های اخیر داده شده است مانند مرگ بر کارگر، درود بر سرمایه دار یکی از همین تاثیرات است. این شعار، شعار واقعی کارگران نیست. بلکه شعاری است که تمایلات حاکمان را منعکس کرده و به نوعی می توان گفت مسخره کردن و بیان ترس از سرکوب است. این شعار نمایی از سرکوبگری حکومت در اعتراضهای کارگری را نشان می دهد.

محدود کردن خواسته های جنبش کارگری به حفظ شرایط موجود و جنگیدن برای آن چه که در حال از دست رفتن است و یا پرداخت قطره چکانی مزدهای عقب افتاده از شگردها و سیاستهای ضد کارگری جمهوری اسلامی در برابر جنبشهای کارگری است که تا کنون اعمال شده است. این شیوه ضد انسانی از جانب بسیاری از فعالان نیروهای کار که برخی از آنان اکنون در زندان هستند، همواره مردود اعلام شده است.

 

 
 

 

بازگشت به صفحه نخست