رویدادهای هنری ماه (خرداد ۴۰۵)

 

هنر مقاومت

 

هنر به مثابه زبان اعتراض

در سال ۲۰۲۶، همزمان با افزایش تنشهای سیاسی، بحرانهای مهاجرتی، جنگها و بحثهای مربوط به آزادی بیان، موج تازه‌ای از هنر اعتراضی در اروپا و آمریکا شکل گرفته است. یکی از پروژه‌هایی که در ماه‌های اخیر توجه رسانه‌های فرهنگی را جلب کرده، مجموعه کارگاهها و برنامه‌های «هنر اعتراض» The Art of Protest در آلمان است؛ رویدادی که تلاش می‌کند هنر را از فضای صرفا گالری‌محور خارج کرده و به ابزاری برای مشارکت مدنی و اعتراض اجتماعی تبدیل کند.

هنر اعتراض» مجموعه‌ای از کارگاهها، اجراهای خیابانی و برنامه‌های آموزشی است که در چارچوب رویدادهای فرهنگی و شهری آلمان برگزار می‌شود. برگزارکنندگان این برنامه می‌گویند هدف اصلی، آموزش شیوه‌های بیان اعتراضی از طریق هنرهای تجسمی، پوستر، دیوارنگاری، اجرا و مداخله در فضای عمومی است. بر اساس اطلاعات منتشرشده، شرکت‌کنندگان در این کارگاهها با موضوعاتی مانند طراحی پوستر اعتراضی، هنر خیابانی و دیوارنگاری، پرفورمنس سیاسی، استفاده از نمادها و تصویر در جنبشهای اجتماعی و نقش شبکه‌های اجتماعی در گسترش هنر اعتراضی آشنا می‌شوند.

کارشناسان هنر معتقدند «هنر اعتراض» بخشی از روند بزرگتری است که در آن مرز میان هنر معاصر و کنش سیاسی کمرنگ شده است. در سالهای اخیر، آثاری که به موضوعاتی چون جنگ، تغییرات اقلیمی، حقوق زنان، مهاجرت و عدالت اجتماعی می‌پردازند، بیش از گذشته وارد موزه‌ها و دوسالانه‌های معتبر شده‌اند.

اهمیت این رویداد فقط در برگزاری چند کارگاه هنری نیست؛ بلکه در تغییری است که در نگاه به هنر ایجاد می‌کند. در این رویکرد، هنر نه یک کالای لوکس برای مجموعه‌داران، بلکه ابزاری برای گفت‌وگو، مقاومت و سازماندهی اجتماعی است.

البته این پروژه بی‌حاشیه هم نبوده است. برخی منتقدان محافظه‌کار معتقدند که هنر نباید به ابزار «کنش سیاسی» تبدیل شود و چنین برنامه‌هایی مرز میان آموزش هنری و تبلیغات سیاسی را مخدوش می‌کند. در مقابل، حامیان پروژه می‌گویند هنر از ابتدا با سیاست و جامعه در ارتباط بوده و ادعای «بی‌طرفی کامل هنر» بیشتر یک توهم تاریخی است.

 

سینمای مقاومت آمریکای لاتین

سینمای مقاومت آمریکای لاتین در سال ۲۰۲۶ به یکی از جریانهای اثرگذار سینمای جهان تبدیل شده است؛ جریانی که در بستر بحرانهای سیاسی، نابرابری اجتماعی و خشونت ساختاری شکل گرفته و اکنون در جشنواره‌های بین‌المللی حضوری پررنگ دارد. این سینما نه‌فقط روایتگر واقعیتهای تلخ منطقه، بلکه ابزار حافظه‌سازی، اعتراض و بازتعریف هویت جمعی است.

فیلمهایی مانند «مامور مخفی» و «من هنوز اینجا هستم» از برزیل، با بازخوانی دوران دیکتاتوری و خشونت دولتی، نشان می‌دهند که سینمای این کشور پس از سالهای فشار سیاسی دوباره به زبان انتقادی خود بازگشته است. استقبال گسترده داخلی و حضور در کن و اسکار، این موج را به سطح جهانی رسانده است.

فیلم دیگر این موج، «شکارچی» از مکزیک است که با تمرکز بر قتلهای زنجیره‌ای زنان در شهرهای مرزی، نمونه‌ای از سینمایی را عرضه کرده که خشونت ساختاری را از زاویه تجربه زنان روایت می‌کند. این آثار، مرز مکزیک را به صحنه مقاومت فرهنگی تبدیل کرده‌اند.

در همین طبقه بندی مستند American Pachuco قرار دارد. این فیلم نشان می‌دهد که مقاومت لاتین فقط در داخل مرزهای آمریکای جنوبی شکل نمی‌گیرد؛ بلکه در میان جوامع مهاجر نیز ادامه دارد. این فیلم با بازخوانی تاریخ «چیکانو» (مکزیکی‌تبارهای ساکن آمریکا)، هنر را در خدمت دفاع از هویت و مبارزه با حذف فرهنگی قرار می‌دهد.

 

موسیقی

 

هنرمندان علیه یونیورسال و وارنر؛ درآمدها از هوش مصنوعی کجاست؟

فدراسیون آمریکایی موسیقی‌دانان از دو غول صنعت موسیقی، «یونیورسال میوزیک گروپ» و «وارنر میوزیک گروپ»، به‌دلیل دریافت میلیونها دلار از شرکتهای هوش مصنوعی بدون پرداخت سهم هنرمندان شکایت کرده است.

به گفته اتحادیه، این شرکتها آثار هزاران هنرمند را برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی در اختیار پلتفرمهای «سونو» و «یودیو» قرار داده‌اند، اما هیچ حق‌الزحمه‌ای به خالقان آثار پرداخت نشده است.

در شکایت ثبت‌شده در دادگاه فدرال آمریکا آمده است که شرکتهای موسیقی با وجود هشدارهای قبلی درباره سوواستفاده هوش مصنوعی، اکنون خود از آرشیو موسیقی هنرمندان برای کسب درآمد جدید استفاده می‌کنند.

یونیورسال و وارنر این اتهام را رد کرده و می‌گویند هدفشان «تنظیم چارچوبهای سالم برای استفاده از هوش مصنوعی» است.

این پرونده در حالی مطرح شده که پلتفرمهای هوش مصنوعی موسیقی، از جمله سونو، با جذب سرمایه‌های کلان و رشد سریع، به یکی از چالش‌برانگیزترین موضوعات صنعت موسیقی تبدیل شده‌اند.

 

اعتراض خواننده مشهور به کاخ سفید برای سوءاستفاده از ترانه او

«آریانا گرانده» Ariana Grande، خواننده سرشناس پاپ آمریکا، از کاخ سفید خواست استفاده از موسیقی او در ویدیوهای تبلیغی‌اش را متوقف کند. ماجرا پس از آن آغاز شد که کاخ سفید ویدیویی در «تیک‌تاک» منتشر کرد که در آن ماموران مرزی هنگام بازداشت مهاجران نشان داده می‌شد و از ترانه پرطرفدار «خداحافظ» از گرانده به‌عنوان موسیقی پس‌زمینه استفاده شده بود. این ویدیو با جمله‌ای تبلیغاتی همراه بود که مدعی می‌شد دولت ترامپ «امن‌ترین مرزهای تاریخ» را ایجاد کرده است.

گرانده در واکنشی تند نوشت که نمی‌خواهد موسیقی‌اش با «اقدامات غیرانسانی و شنیع» مرتبط شود. در پی این اعتراض، صدای ویدیو حذف شد. سخنگوی کاخ سفید در پاسخ، مهاجران «غیرقانونیِ جنایتکار» را عامل خشونت دانست و انتقاد گرانده را رد کرد.

گرانده به جمع هنرمندانی پیوسته که در سالهای اخیر خواستار جلوگیری از سوواستفاده از آثارشان توسط دولت ترامپ شده‌اند. پیش از او هنرمندانی مانند «سابرینا کارپنتر»، گروه «آبا»، «سلین دیون» و «بیانسه» به این دلیل دست به اعتراض زده‌اند.

 

بایکوت هنرمندان جشن ۲۵۰ سالگی آمریکا را به بحران فرهنگی تبدیل کرد

جشن ۲۵۰ سالگی استقلال آمریکا که قرار بود بزرگترین رویداد ملی سال ۲۰۲۶ باشد، به‌دلیل انصراف گسترده هنرمندان از حضور در برنامه‌های رسمی، به یکی از جنجالی‌ترین مراسم دوران ترامپ تبدیل شد. این بایکوت، نه‌تنها برنامه‌های فرهنگی جشن را مختل کرد، بلکه شکاف عمیق میان سیاست و فرهنگ در آمریکا را آشکار ساخت.

هنرمندان سرشناس آمریکایی اعلام کردند که به‌دلیل «سیاسی‌شدن جشن» و «استفاده انتخاباتی از فرهنگ»، حاضر به اجرای برنامه در مراسم نیستند. چهره‌هایی مانند« Martina McBride »، «The Commodore»، « Sheryl Crow»، « Kool & The Gang»، «The Beach Boys» و «Bret Michaels» از نخستین گروه‌هایی بودند که حضور خود را لغو کردند. این هنرمندان تأکید کردند که جشن ۲۵۰ سالگی باید «فراگیر، غیرسیاسی و ملی» باشد، نه بخشی از رقابتهای حزبی.

دونالد ترامپ در واکنش به این بایکوت، هنرمندان معترض را «بی‌استعداد» و «وابسته به جریانهای چپ» توصیف کرد و تهدید کرد که به‌جای کنسرتها، تجمعهای بزرگ مردمی برگزار خواهد کرد.

منتقدان می‌گویند دولت ترامپ تلاش دارد روایت محافظه‌کارانه‌تری از تاریخ آمریکا ارائه دهد و جشن را به ابزار بسیج سیاسی تبدیل کند. موضوع اصلی بر سر این است که جشن باید کدام تصویر از آمریکا را بازنمایی کند: روایت ملی‌گرایانه و قهرمان‌محور یا روایت انتقادی شامل برده‌داری، نژادپرستی و استعمار؟

 

حمایت کیهان کلهر از کسب‌وکارهای فرهنگی و هنری

کیهان کلهر، موسیقی‌دان برجسته ایران، صفحه اینستاگرامش را به مدت ۸۸ روز به تبلیغ و حمایت از کسب‌وکار اهالی فرهنگ و هنر اختصاص داد. او نوشت که این اقدام را به دلیل حمایت از آنهایی انجام می‌دهد که «در ماه‌های اخیر به‌دلیل قطع اینترنت دچار خسارت شده‌اند»

آقای کلهر تاکید کرده است که این فراخوان تنها شامل کسب‌وکارهای داخل ایران می‌شود.

حکومت ایران در چند دهه گذشته اشاعه موسیقی را به شدت محدود کرد، اما پس از گسترش شبکه‌های اجتماعی، هنرمندان به معرفی خود و آثارشان پرداختند و به این ترتیب بازار خوبی برای محصولات فرهنگی و هنری فراهم شد.

پس از آنکه رژیم ایران اینترنت را قطع کرد، مدت بیش از هشتاد روز بسیاری از مشاغل مجازی به‌ویژه اهالی فرهنگ و هنر از فعالیت بازماندند که خسارات قابل توجهی به آنها وارد شده است.

 

سینما

 

ادامه فشار قضایی بر جعفر پناهی

مصطفی نیلی، وکیل جعفر پناهی، اعلام کرد شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، با رد واخواهی، حکم غیابی این فیلمساز برجسته را عینا تایید کرده است. بر اساس حکم اولیه، پناهی به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و ممنوعیت عضویت در گروهها و جمعیتهای سیاسی و اجتماعی محکوم شده است.

به گفته وکیل او، ساخت یک فیلم «زیرزمینی»، حمایت از زندانیان سیاسی، پشتیبانی از اعتراضات مردمی و شعار «زن، زندگی، آزادی»، امضای بیانیه کامیون‌داران و بازنشر ویدیوی همخوانی سرود «ای ایران» از جمله مستندات این حکم بوده است.

حکم اولیه زمانی صادر شد که پناهی برای تبلیغ فیلم «یک تصادف ساده»، برنده نخل طلای کن و نامزد اسکار به نمایندگی از فرانسه، در خارج از کشور حضور داشت. او با وجود صدور حکم غیابی، پس از مراسم اسکار در ۳۰ مارس به ایران بازگشت؛ بازگشتی که همزمان با تنشهای شدید میان رژیم ایران، آمریکا و اسراییل بود.

جعفر پناهی پیش‌تر در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ نیز به اتهام مشابه بازداشت و ۸۶ روز را در زندان اوین سپری کرده بود و پس از اعتصاب غذا و پذیرش درخواست تجدیدنظر، آزاد شد.

 

بازداشت سمیرا نوروز ناصری

سمیرا نوروز ناصری، فیلمساز ساکن تهران، صبح روز دوشنبه ۱۱ خرداد ماه، توسط نیروهای امنیتی بدون ارائه حکم قضایی بازداشت شد. ماموران همچنین اقدام به تفتیش منزل این کارگردان کردند و افزون بر بازرسی کامل آپارتمان، بخشی از وسایل شخصی و حرفه‌ای این فیلمساز از جمله تجهیزات الکترونیکی، لپ‌تاپ و تلفن همراه او را نیز ضبط کرده و با خود بردند.

نوروز ناصری پیش‌تر نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و حمایت از مطالبات صنفی و اجتماعی تحت فشار قرار گرفته بود. بازداشت او در ادامه موج جدید برخوردهای امنیتی با فعالان مدنی، کارگری و امضاکنندگان بیانیه‌های جمعی صورت گرفته است؛ موجی که طی ماه‌های اخیر شدت گرفته و با احضار، بازداشت و تشکیل پرونده‌های قضایی همراه بوده است.

 

هنرهای تجسمی

 

تب جام جهانی؛ هنرمندان توپ فوتبال طراحی می‌کنند

پروژه «هنرِ بازی» The Art of the Gameیکی از آخرین طرحهایی بود که «اگنس گاند»، کلکسیونر و نیکوکار برجسته، پیش از درگذشتش پیگیری کرد. در این پروژه، ۲۳ هنرمند معاصر از جمله «فوتورا ۲۰۰۰»، «کاترین برنهارت» و «هنک ویلیس توماس» برای طراحی مجسمه‌های بزرگ توپ فوتبال به مناسبت جام جهانی ۲۰۲۶ انتخاب شدند.

این توپها در تابستان امسال در نیویورک و نیوجرسی در پارکها، میدانها و فضاهای عمومی نصب شده‌اند و برخی از آنها احتمالا به‌طور دائمی باقی خواهند ماند.

گاند با نفوذ خود توانست مدیران موزه‌های بزرگ از «متروپولیتن» تا «موزه هنر مدرن» و «ویتنی» را برای معرفی هنرمندان و مشارکت در پروژه گردهم بیاورد.

پنج اثر از این مجموعه از جمله آثار «فرد ویلسون»، «ماتسویاما»، «هنک ویلیس توماس» و «برنهارت» در حراج آنلاین کریستیز به فروش گذاشته می‌شود و درآمد آن میان هنرمندان، ARTS 14C و سازمان غیرانتفاعی «استودیو در یک مدرسه»، تاسیس‌شده توسط گاند، تقسیم خواهد شد.

این پروژه، ادای دینی به علاقه مشترک گاند به هنر و ورزش و نمونه‌ای از استفاده خلاقانه از رویدادهای جهانی برای گسترش هنر عمومی است.

 

جنگ، بازار فرهنگی خلیج فارس را بازتعریف می‌ کند

حملات آمریکا و اسراییل به ایران و پاسخهای موشکی رژیم ایران علیه کشورهای حوزه خلیج فارس نه‌فقط یک بحران امنیتی، بلکه یک نقطه چرخش در اقتصاد و سیاست فرهنگی منطقه ایجاد کرده است. خلیج فارس که طی یک دهه گذشته خود را به‌عنوان قطب نوظهور بازار هنر جهانی تثبیت کرده بود، اکنون با بحرانی روبروست که زیرساختهای هنری، سرمایه‌گذاریهای بین‌المللی و نقش فرهنگی‌اش را به چالش می‌کشد.

خلیج فارس طی سالهای اخیر با جذب حراج‌خانه‌هایی مانند «ساتبیز»، «کریستیز» و «فریز»، به مقصدی جذاب برای سرمایه‌گذاری هنری تبدیل شده بود. تا پیش از بحران، دبی و ابوظبی با پروژه‌هایی مانند «آرت دبی»، «فریز ابوظبی»، «لوور ابوظبی» و «جمیل آرت سنتر» در حال تبدیل شدن به مرکز گردش هنر لوکس جهانی بودند. اما جنگ ۲۰۲۶ این روند را مختل کرد.

کشورهای منطقه که در سالهای اخیر میلیاردها دلار برای دیپلماسی فرهنگی هزینه کرده‌اند، اکنون با تصویری از منطقه روبرو هستند که بیش از هر چیز با بی‌ثباتی و خطر شناخته می‌شود، این در حالی است که بازارهای هنر آنها بر ثبات، گردشگری و سرمایه‌گذاری خارجی بنا شده است. تحلیل‌گران از روند بازمنطقه‌ای شدن سخن می‌گویند، یعنی انتقال فعالیتها به اروپا، شرق آسیا یا آمریکای شمالی.

 

(منابع: جنگ خبر، وی دی سی۲۰۲۶، لاتینو مدیا، بی بی سی، هالیوود ریپورتر، هرانا، یو اس تودی، آرت نیوز، یورونیوز، فایننشیال تایمز)

 

 

منبع: نبرد خلق شماره ۵۰۳، دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵ – ۲۲ ژوین ۲۰۲۶

 

 

 https://t.me/nabard_khalgh

بازگشت به صفحه اول