|
می نویسیم حتا اگر آزادی مان به بند کشیده شود گلرخ ایرایی انجمن قلم امریکا: گلرخ ابراهیمی ایرایی، نویسنده و مدافع حقوق بشر، از زمان نخستین دستگیری اش در سال ۲۰۱۴، با چرخهای از آزادی و بازداشت مجدد روبهرو بوده است. ایرایی که در حال حاضر مشغول گذراندن یک حکم حبس پنجساله در زندان اوین است، به عنوان یکی از دو برنده مشترک جایزه آزادی قلم «پن/باربی» در سال ۲۰۲۶ انتخاب شده است.
متن نامه گلرخ ایرایی از راهی دور به شما که برای گرامیداشت «آزادی نوشتن» در کنار هم ایستادهاید، سلام میگویم. از جهانی که در آن حقایق مجال آشکار شدن ندارند و شکستنِ اختناق و انقیاد، نه یک حق ساده، بلکه در رویارویی با حاکمانی که منافعشان با ترسی که بر زبان و عمل سایه میاندازد میسر می شود. اینجا بی پروا نوشتن از رنج مردمانی که ستم را به پیکار برمیخیزند، مجرمانه است و «آنان که با قلم تباهی درد را به چشم جهانیان پدیدار می کنند»، در سکوت فرسوده میشوند و مجرماند و سزاوار محاکمه! نوشتن از رنج مردم تحت ستم، از فقر و نابرابری و سرکوب و کشتار سیستماتیک ـ که همواره بخشی از زندگیمان بوده است ـ اگرچه بیدغدغه نیست، اما روزنهِ امیدی است بر انگیزهِ مبارزه و محرکی خواهد بود بر غلیانِ خشمِ مردمی که خفگی را زندگی میکنند و خروش خشم آگاهانه و هدفمندشان، به گواهِ تاریخ، تنها شیوهی برچیدن ستم خواهد بود. ارتجاعِ حاکم، آزادی اندیشه و جسارت بیان را برنمیتابد، آنگاه که «قلم» بر چوبههای دارِ افراشته حمله میبرد و از فقر و نابرابری روایت میکند و بازتابی میشود از سفرههای خالی و قیام گرسنگان را نوید میدهد. پس به شکستن قلم ایستادند. «قلم» که واقعیت تلخ موجود را به افق روشن فردا پیوند میزند و سکوت را که از سرکوبِ بیامانِ بیش از یک قرن سلطهِ «شیخ و شاه» به آن وادار میشویم، با آگاهی اجتماعی، آگاهی سیاسی و آگاهی طبقاتی که رهایی بخشِ محرومان و تودههای تحت ستم است، در هم می شکند. می نویسیم برای مقابله با حذف فیزیکیِ انسان، نادیده انگاشتنِ اندیشه و حذف باور و حقوق سیاسی و ایدئولوژیک و اجتماعی. برای مقابله با حذف ارزشها و عقایدی که همواره وادار به طرد و گوشه نشینی بوده اند. مینویسیم حتا اگر آزادیمان به بند کشیده شود. حتا اگر مورد تهدید و تحدید قرار بگیریم و وادار به تبعید و فدای جان شویم. ما این مبارزه را طی سالیان سلطهِ بیامان دیکتاتورها، زیر یوغ استثمار و ارتجاع، بر فراز کوهها، از دل جنگلها و در خیابانهای شهرهامان، در خاورمیانهِ موردِ چپاولِ استعمار و مورد تهاجم ارتجاع، به شعر و شعار، با جان و خون سرودیم و نقش آفرینی کردیم. آنگاه که «قلم» نوشتن میآغازد تا از رنجِ مردم بگوید، «نه در مرز میگنجد، نه در نژاد و ملیت، نه در جنس و رنگ». قلم فریاد رنجی مشترک میشود در برابر ستم، برای ما که در نبردی نابرابر پا به میدان گذاشتیم… قلم فریاد میشود بر سفرههای بینان. فریاد میشود بر زبان مادرانِ اندوه، آنگاه که جنازه های آن سربداران رشید را بر ارابه های مرگ به سوی گورهایی بی نشان اشک میریزند. فریاد می شود با کودکان فلسطین، آنگاه که خشمِ اشغال را در کولهبار آوارگی بر دوش کشیدند و رویاهای شان با خاکسترِ برجایمانده از درختان زیتونِ سوخته از کین دژخیم، دود شد و به هوا رفت. فریاد می شود در آن آخرین نگاه ترسیدهِ دختران میناب، در غبار و خون و گیسهای آشفتهِ ماسیده بر گردنهای نحیف شان. فریاد می شود در دادخواهی ماه منیر مولایی راد، مادر کیان پیرفلک، آنگاه که از میان بازی کودکانهِ کیان، فرزند کشته شدهاش در اعتراضات ایذه، اندوهی بیپایان را به یاد میآورد و مینویسد ظلم پایدار نیست و ظالم به سزای عملش خواهد رسید. قلم فریاد میشود بر هر رنجی و بر هر ستمی در هر گوشهِ جهان و اگر جز این و به مصلحت بچرخد، رسالت خود را فرو گذاشته است. و شما عزیزانم که قلبهاتان برای افشای حقیقت میتپد و دغدغهتان بیدغدغه نوشتن از واقعیت است، شما که «قلم» و مبارزه در راه برابری و رهایی را گرامی میدارید، تلاش آگاهانه و مسئولانهتان برای مردم تحت ستم که برای «حق» میجنگند، انعکاس صدای بیصدایان خواهد بود. ما از خفگی رها خواهیم شد و می دانیم این جز در حرکتی مشترک میسر نخواهد بود. برای برقراری عدالت و برابری ـ تا رهایی بشر از اختناق و انقیاد حاکمان گلرخ ایرایی اردیبهشت ۱۴۰۵ بند زنان زندان اوین
منبع: نبرد خلق شماره ۵۰۲ - آدینه ۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲ مه ۲۰۲۶
|