جنگ‌افروزیِ رژیم برای بقا؛ نبردِ مردم برای نان، کار، آزادی

زینت میرهاشمی

باوجود ادعای پیروزیهای دروغین در جنگ و تلاش حکومت برای تسخیر خیابان و از جمله برپایی مراسمهای نمایشی و صحنه ‌سازیهای تبلیغاتی، واقعیت اجتماعی در مسیر دیگری جریان دارد. نمایشهایی که در آن با ابزارهای تبلیغاتی و صحنه ‌آراییهای پرزرق‌وبرق، تصویری مصنوعی از انسجام و پیروزی ارائه می‌شود، اما در بطن جامعه، اعتراض و نارضایتی رو به گسترش است.

یادآوریِ شعار بازنشستگان و نیروهای کار در حرکتهای اعتراضی‌شان به‌جا است؛ آنجا که در کف خیابان، در برابر جاه‌ طلبیها و سیاستهای ویرانگر حکومت، فریاد می‌زدند: «زندگی حق مسلم ماست». اما حکومتی که با جنگ‌طلبی، رؤیای دستیابی به سلاح هسته‌ای، و تنش آفرینی، کشور را در معرض بحرانهای فزاینده قرار داده، عملاً زندگی را از مردم سلب کرده است.

در همین شرایط، اعتراض کارگران و بازنشستگان ادامه دارد؛ گروههایی که از نمایشهای حکومتی سهمی ندارند و با بحران معیشت، کاهش قدرت خرید، گرانی دارو و فشار سنگین اجاره‌خانه مواجه‌اند. آنان نه حامی جنگ‌اند و نه هم‌صدا با شعارهای جنگ‌افروزانه، بلکه خواهان ابتدایی‌ترین حقوق خود یعنی نان، کار، مسکن و آزادی هستند.

در سطح کلان، سیاستهای رژیم برای تأمین هزینه‌های سنگین نظامی و هسته‌ای، با تشدید تنشهای منطقه‌ای و اقداماتی مانند فشار بر کشتیرانی و تهدید مسیرهای تجاری در تنگه هرمز همراه است. این رویکرد بخشی از سازوکار بقای سیاسی و اقتصادی نظام در شرایط بحران است.

در همین چارچوب، منابع عمومی و حتی اموال غارت ‌شده نیز به‌جای بازگشت به چرخه شفاف و عمومی اقتصاد، در میان شبکه‌های رانتی و کاسبان تحریم توزیع می‌شود؛ روندی که مانع هرگونه بهبود پایدار در وضعیت معیشتی مردم است.

از بحران‌ سلامت و پیامدهای روانی تنشهای جنگی که بگذریم، بحران اقتصادی و معیشتی با شدت بیشتری ادامه دارد: تورم بالا، کاهش ارزش دستمزدها، فاصله عمیق با خط فقر، وضعیت بحرانی بازنشستگان، تعطیلی کسب‌وکارها و افزایش بیکاری، نشانه‌های آشکار این وضعیت‌اند.

بر اساس آمارهای دولتی ۸ میلیون خانوار مستأجر در ایران وجود دارند که اکثریت آنان را کارگران تشکیل می ‌دهند.
مجموع دریافتی یک کارگر مجردِ بدون فرزند در سال ۱۴۰۵ حدود ۲۲ میلیون تومان و دریافتی یک کارگر متأهل با یک فرزند حدود ۲۴ میلیون تومان است.
به گزارش تلگرام «گروه اتحاد بازنشستگان حق مسکن کارگران مبلغ ۳ میلیون تومان تعیین شده است. این در حالی‌ است که متوسط اجاره‌بهای مسکن در شهر تهران ماهانه حدود ۳۰ میلیون تومان برآورد می ‌شود؛ رقمی که نشان می‌دهد حق مسکن تنها حدود ۱۰ درصد هزینه اجاره را پوشش می‌دهد.
اما فاجعه فقط به این‌جا ختم نمی‌شود. دریافتی بسیاری از کارگران مشمول قانون کار و حداقل‌بگیر حدود ۲۴ میلیون تومان در ماه است؛ یعنی یک کارگر برای پرداخت اجاره خانه باید دست‌کم ۶ میلیون تومان بیش از کل دریافتی ماهانه خود تأمین کند تا فقط بتواند اجاره مسکن را بپردازد.این در حالی است که میلیونها کارگر بیکار در ایران نه تحت پوشش بیمه‌های تأمین اجتماعی هستند و نه از حداقل درآمد برخوردارند.
بر اساس آمارهای رسمی، تنها در یک روز دستکم پنج تجمع اعتراضی از سوی بازنشستگان و کارگران برگزار شد. همچنین کارگران شرکت پتروشیمی پتروناد در اعتراض به اخراج ۲۰۰ کارگر بومی تجمع کردند (ایلنا، ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵). این اعتراضها در مجموعه اخبار جنبشهای کارگری و اجتماعی در شماره نبردخلق 502 ثبت خواهد شد.

از سوی دیگر، آمارهای رسمی از ثبت‌نام ۲۰۵ هزار نفر جدید برای دریافت بیمه بیکاری حکایت دارد؛ آماری که تنها شامل کارگران دارای قرارداد رسمی است و بخش بزرگی از نیروی کار فاقد قرارداد را در بر نمی‌گیرد.

در همین حال، سیاستهای اقتصادی اخیر مانند حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی و وعده‌های ناکارآمد کالابرگ الکترونیکی، فشار معیشتی را تشدید کرده است. با وجود تورم بالای مواد خوراکی و کاهش مستمر قدرت خرید، این ابزارها عملاً توان جبران هزینه‌های زندگی را ندارند. شکاف میان حداقل دستمزد و سبد معیشت کارگری به‌روشنی نشان‌دهنده عمق بحران است.

وعده متناسب سازی کالابرگ با تورم هر سه ماه یک بار هم مانند تغییر حداقل حقوق در نیمه سال هیچگاه عملی نشد. بر اساس داده های آماری نرخ تورم بر مواد خوراکی بیش از 70 درصد است. بر اساس گزارشهای شهروندان سبد معیشت خانوار کارگری بیش از 70 میلیون تومان ارزیابی می شود، در حالی که حداقل مزد برای سال 1405 شانزده میلیون و 600 هزار تومان با همه مزایای شغلی است. وقتی افزایش حقوق 60 درصدی در 45 روز حباب می شود، یعنی تورم افسار گسیخته است.

منبع: نبرد خلق شماره ۵۰۲ - آدینه ۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲ مه ۲۰۲۶

 

 

 https://t.me/nabard_khalgh

بازگشت به صفحه اول