یادداشت سیاسی نبردخلق شماره ۴۹۸ اول بهمن ۱۴۰۴

 

«هزار باده ناخورده در رَگ تاک است»*

مهدی سامع

 

یک بار دیگر مردم سلحشور ایران خیابانها را فتح کردند تا تنفر و انزجار خود از ضحاک خون آشام زمان را با عالی ترین شکل نشان دهند. بخشهای گوناگون جامعه و به ویژه فرودستان با پرچم آزادی و عدالت به میدان آمدند تا انقلاب و دمکراسی را تمرین کنند. سه سال و اندی پس از جنبش انقلابی که به نام «ژینا» به ثبت رسید، شش سال پس از خیزش خونین آبان با هزار و پانصد شهید طی و هشت سال پس از دی ماهی که تاریخ ایران زمین را ورق زد، دی ماه جدیدی با گامهای استوار زنان و مردان دلیر، از جوانان نسل «زِد» تا نوجوانان نسل «آلفا» تا سالخوردگانی که اندوه سُفره غارت شده خانواده های شان را با مُشتهای گره کرده نشان دادند، آفریده شد.

تعداد پُرشماری از هنرمندان و ورزشکاران شرافتمند برای اجرای پُرشکوه ترین حماسه های هنری، ورزشی و صد البته اخلاقی، شانه به شانه زنان و مردانی که در برابر مزدوران سراپا مسلح، راس هِرَم قدرت را نشانه گرفته بودند، قرار گرفتند. برای انتقام از این انسانهای شریف، بیدادستانی تهران از تشکیل پرونده علیه ۱۵ چهره ورزشی و «۱۰ امضاکننده بیانیه خانه سینما و ۶۰ کافه» به خاطر آن‌ که آنها «حامی مستقیم و غیرمستقیم» مردم بپاخاسته بودند، خبر داد. (تسنیم، دوشنبه ۲۹‍ دی ۱۴۰۴)

 

در جریان پیشرفت جنبش انقلابی، نشانه هایی از نافرمانی نیروهای سرکوب دیده شد. این نافرمانیها گرچه فراگیر نبود، اما هشدار دهنده و برای نظام خطرناک بود.

یک مقام امنیتی در شبکه یک صدا و سیمای ولی فقیه گفت: «ماموران و اعضای بسیج که امروز [پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴] از برابر اغتشاشگران در فولاد شهر متواری شدند، حتما بازخواست خواهند شد.»

خامنه ای برای کنترل و جلوگیری از نافرمانی نیروهای میدانیِ سرکوب و برای درهم شکستن خروش پُرتوان محرومان و ستمدیدگان، مزدوران برون مرزی اش را فراخواند و آنان را برای کشتار بی امان، روانه خیابان کرد و با استفاده رذیلانه از توهم ایجاد شده برای پیروزی چند روزه که رضا پهلوی به نیابت از نتانیاهو ایجاد کرده بود، چندین هزار تن از زنان و مردان بپاخاسته را به خون کشید. خامنه ای با این کشتار بی رحمانه، کشتار در ماه دی سال نود و شش، آبان نود و هشت و پائیز چهارصد و یک را در ابعادی کلان تر تکرار کرد تا به ولایت ننگینش ادامه دهد.

روزنامه ساندی تایمز در گزارشی کشتار مردم معترض را «وحشیانه‌ترین سرکوب رژیم ایران در ۴۷ سال» گذشته دانسته است. در این گزارش با استناد از آمار پزشکان داخل ایران (تهیه‌شده توسط شبکه پزشکان با کمک پروفسور امیر پرستا، جراح چشم ایرانی-آلمانی)، نوشته شده که دستکم ۱۶هزار و ۵۰۰ معترض ایرانی توسط سرکوبگران جمهوری اسلامی کشته و ۳۳۰ هزار معترض ایرانی دیگر زخمی شده‌ اند که بیشتر آنها در دو روز کشتار (پنجشنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی) بوده است.

قالیباف، سرکرده اشغالگران بهارستان در روز دوشنبه ۲۹ دی در سخنانی گفت: در روزهای پنجشنبه و جمعه «جنگ شهری، حملات مسلحانه و قتل چند هزار نفر از مردم» رخ داده و هم‌ چنین نیروهای بسیج و انتظامی در درگیریها آسیب دیده‌اند.

سرانجام خامنه ای در روز شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۴، به کشتار «چند هزار نفر» اعتراف کرد. خامنه ‌ای گفت: «فتنه را خاموش کردیم اما این کافی نیست آمریکا باید پاسخگو باشد وزارت ‌خارجه و دستگاههای مرتبط باید دنبال کنند... ملت [بخوانید نیروهای سرکوبگر ایرانی، عراقی، افغانستانی و...] همانطور که کمر فتنه را شکست، کمر فتنه‌گر را هم باید بشکند...»

 

پیش زمینه ها

به غیر از مخالفان حکومت، کارگزاران نظام طی یک سال گذشته به وفور پیرامون بحرانی که سراپا و تار و پود جامعه را فراگرفته سخن گفته و یا تحلیل ارایه داده اند که در این یادداشت تنها به چند مورد پرداخته می شود.

چند روز پیش از برآمد جدید جنبش انقلابی، پزشکیان در بهارستان اشغالی در مورد یکی از ابربحرانها گفت: «وضعیت آب در کشور جزء مسائل حیاتی و خیلی فوری است اگر نتوانیم مدیریت کنیم مشکلاتی که می‌تواند به‌وجود بیاید به این سادگی قابل درمان نیست... ما یک جا را درست می ‌کنیم ده جای دیگر ممکن است به ‌خاطر این دخالتهای ما صدمه ببیند... قانون مشکل ما را حل نکرده و بدتر کرده، باید برگردیم به خودمان نگاه کنیم که چه تصمیمی گرفتیم که باعث شده به جای این‌که اصلاح کنیم بدتر شده، هر تصمیمی اگر ما می‌گیریم روند را دارد بدتر می‌کند، حداقل نباید ادامه دهیم...» (تلویزیون حکومتی، ۲دی ۱۴۰۴)

-سه روز پیش از اعتلای جدیدِ شرایط انقلابی، سرکرده انتظامی استان لرستان خبر از ضربه به هنجارشکنان با اجرای طرح «آرامش در شهر» داد و تاکید کرد: «در راستای برخورد با تخلفات و هنجارشکنیهای اجتماعی، ۷۳ دستگاه خودرو و موتورسیکلت هنجارشکن و فاقد مدارک، با پلاک مخدوش و دارای تخلفات مؤثر توقیف شد. پلیس با تمام توان و با همکاری مردم و حمایت دستگاه قضائی، اجازه نخواهد داد عده ای با اقدامات مجرمانه، امنیت و آرامش مردم را خدشه دار کنند و اجرای چنین طرحهایی با جدیت ادامه خواهد داشت.» (ایسنا، پنجشنبه، ۴ دی ۱۴۰۴)

-وبسایت انتخاب در روز دوشنبه ۱ دی ۱۴۰۴، حرفهای علی رضا علوی ‌تبار، از اصلاح طلبان حکومتی را منتشر کرده است. او شرایط را «آستانه فاجعه» تعریف می کند و می گوید:

«ما یک اقلیت حاکم داریم، اقلیتی که نوسانهای مختلف سیاسی بر آن اثر نمی ‌گذارد، چون اساساً حاصل انتخابات نیست با فرایندهای دیگری در قدرت قرار می‌گیرد این اقلیت سر جای خودش مانده وضع موجود به شدت با منافع آن در هم تنیده شده به همین دلیل حفظ وضع موجود برایش اولویت دارد... امیدوارم که حاکمیت ما بیدار شود خب می‌دانید مشکل ما این است قدرت مستی می‌ آورد آدم مست چیزهایی را نمی‌ فهمد که آدمهای عادی همه می‌ فهمند کارهایی را می‌ کند که هیچ آدم عادی نمی‌ کند بدیش به این است که از خواب مستی قدرت سیلی آدم را بیدار می‌کند امیدوارم این قبل از اینکه اتفاق بیفتد این مستی قدرت همه ‌مان از آن بیدار بشویم..»

دو روز پیش از شروع خیزش انقلابی اخیر، احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد با انتقاد از گرانیها هشدار داد که اگر وضعیت گرانی و فشار بر مردم ادامه پیدا کند، «فتنه ۸۸» دوباره به راه خواهد افتاد.

 

ادامه شرایط انقلابی، ولایت فقیه در کانون ستیز

خامنه ای و عَمَلِه و اَکَره او می دانند که «ولایت فقیه» کانون ستیز برای سرنگونی رژیم با همهِ باندها و جناحهای درونی آن است. روز سه شنبه ۹ دی ۱۴۰۴، آخوند احمد خاتمی گفت: «در فتنه ۸۸ هم ولایت هدف بود، مفهوم ولایت، زبانم نمی ‌چرخد بگویم نامردها شعار می ‌دادند مرگ بر اصل ولایت فقیه هم اصل ولایت هدف بود هم مصداق ولایت هدف بود.» (تلویزیون حکومتی شبکه جهانبین) آگاهی ولی فقیه به این واقعیت و سر دادن شعارهای ضد ولی فقیه و ضد نظام به شکلهای گوناگون، این مساله را در مقابل خامنه ای قرار داده که اگر در مقابل اراده مردم کوتاه بیاید، کل نظام برباد خواهد رفت. بنابرین این بار هم پس از کشتارهای بی امان، نعره پیروزی سر داد که «کمر فتنه» را شکسته و حکم داد که «کمر فتنه‌ گر را هم باید بشکند». این «باید» که از روبستن شمشیر است با «اعدام» بازداشت شدگان جنبش انقلابی معنی پیدا می کند. ولی فقیه فکر می کند پس از کشتارها، می تواند پایان جنبش انقلابی را اعلام کند. اگر کشتار دی نود و شش توانست مانع برآمد خیزش انقلابی آبان نود و هشت شود و اگر به خون کشیدن دستکم هزار و پانصد تن از زنان و مردان معترض توانست از بروز قیام ژینا جلوگیری کند، کشتار دَدمنشانه کنونی هم می تواند آتش خشم مردم را خاموش کند. در حالی که عرق گماشتگان ولی فقیه از کشتار سَرد نشده، به جان هم افتاده اند. ابوالفضل ابوترابی، در تذکری تند خطاب به پزشکیان و از تریبون بهارستان اشغال شده گفت: «آقای رئیس جمهور مرد این میدان نیستید، شرایط جنگی است و شما در اداره کشور ناتوان هستید، بنابراین به عنوان الگویی برای آینده کشور و جوانان مملکت مسئولیت اتفاقات اخیر را بپذیرید و استعفا بدهید.» (خبرآنلاین، دوشنبه ۲۹‍ دی ۱۴۰۴)

باوجود شرایط انقلابی که طی هشت سال گذشته با افت و خیزهای گوناگون ادامه داشته، فوران و انفجار خشم و نفرت همواره بیشترین امکان است که هم از تحلیل نظری و هم با توجه به تجربه های پیشین آن را ثابت می کند.

 

برای عنوان این یادداشت یک مصرع از اشعار اقبال لاهوری انتخاب شده  در پایان متن کامل آن را می خوانید:

*گمان مَبر که به پایان رسید کار مُغان

هزار بادهٔ ناخورده در رَگ تاک است

چمن خوش است ولیکن چو غنچه نتوان زیست

قبای زندگیش از دم صبا چاک است

اگر ز رمز حیات آگهی، مجوی و مگیر

دلی که از خَلِش خار آرزو پاک است

به خود خزیده و محکم چو کوهساران زی

چو خَس مَزی که هوا تیز و شعله بی ‌باک است

 

منبع: نبرد خلق شماره ۴۹۸، چهارشنبه ۱‍ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱ ژانویه ۲۰۲۶

 

 

 

 https://t.me/nabard_khalgh

بازگشت به صفحه اول