با مردم در شبکه اجتماعی

مرجان

 

این مجموعه حرفهای مردم در شبکه های اجتماعی با اندکی ویرایش است.

 

تیتر اول

*همین کـه هنوز صدا و سیما اعلام نکرده مصرف هوای آزاد مردم ایـران دو برابر میانگین جهانی است و ملت زیاد نفس می‌ کشند و نباید در مصرف اکسیژن اسراف کرد؛ جای شکرش باقی است...

*قدرت اول منطقه شدیم؛ تمام قله های فقر بدبختی و تورم و نبود آب برق گاز و آلودگی هوا وفرار مغزها و سرمایه و مهاجرت در جهان فتح کردیم.

 

آقای دلار؛ به کجا چنین شتابان!

‏‏*من از قیمت دلار می ترسم، چون تو یخچالم نه پنیر دارم، نه کره، نه ماست، نه میوه، نه سبزی، نه تخم مرغ، نه حتی نون.

تو فریزرم نه گوشت داذم، نه مرغ، نه ماهی، نه لوبیاسبز، نه باقلا، نه هیچ چی که بشه فریز کرد.

بله، من از قیمت دلار می ترسم، چون اگه این دفه حالم بد شه نه پول ویزیت دارم نه دارو!

*قشنگ روزی ۲ تومن می ‌ره رو دلار، همه هم انگار انتظارشو دارن. هیچ کی شوکه نمی‌ شه، یه چیز روتین و روزمره؛ خب امروزم ۲ درصد فقیرتر شدیم.

*متاسفانه از معایب ایرانی بودن، اینه که با همه چی کنار میاد…

‏اگه شما مهر ماه پارسال ۲۰ میلیون تومن یعنی ۳۳۰ دلار حقوق می گرفتین، امروز بعد از ۲۰ درصد افزایش حقوق اول سال، ۱۹۵ دلار حقوق می گیری! یعنی از مهر پارسال تا الان حقوقت ۴۱٪ کمتر شده است.

‏*آقای فرزین! دلار بی صاحاب رو بکن ۲۰۰ تومن ولی لااقل ۶ ماه ثابت نگهش دار که کاسب بخت برگشته ببینه چه  گِلی قراره سرش بگیره یا همین امروز جمع کنه بره بشینه خونه اش یا ساز و کاری پیدا کنه برای ادامه راه‌. مشتریهای بینوا هم تکلیف شون رو بدونن. این که نشد برادر!

‏*یک دینار کویت معادل ۴۰۰هزار تومان

حقوق ماهیانه در کویت ۱۱۰۰ دینار معادل ۴۴۰ میلیون تومان

‏*دلار ۱۲۶ هزار تومان/ بنزین لیتری پنج هزار تومان

درآمد حاصل از این افزایش، قرار است از جیب مردم صرف خرید تجهیزات نظامی شود.

 

برباد رفتن معیشت حداقلی!

‏*از شروع تحریم‌های روسیه، پنیر اولیه و شیر و شیرخشک و لبنیات و همه چیز، فله‌ای داره از ایران صادرات می ‌شه به آذربایجان و روسیه.

روسیه داره به شکل خاموش‌ و آشکار، شیره ایران رو می ‌کشه و چندسال دیگه باید هزینه بحرانهای سلامت مثل پوکی استخوان رو در ایران تجربه کنیم.

*به والله این رسم مملکت داری نیست! به خدا مردم به ۴ میخ کشیده شدند.

نمی گم گوشت، دیگه ماست و شیر داره از سفره مردم حذف می شه!

‏*از روزی که پزشکیان رئیس‌جمهور شده یعنی مرداد ۱۴۰۳ تا الان:

طلا گرمی ۲۶۹٪

سکه ۲۱۵٪

دلار ۱۰۸٪

شیر ۱۴۲٪

برنج ۱۹۲٪

لوبیا چیتی ۲۱۳٪

مرغ ۷۴٪

تخم مرغ ۱۱۷٪

گردو ۱۱۲٪

گوسفند زنده ۱۳٪

گوساله زنده ۸۵٪

کوییک ۶۹٪

گرون شده!

‏*سقوط یعنی؛ تا چندوقت پیش، مردم از پس هزینه های درمان سرطان برنمی آمدن، حالا از پس هزینه های درمان آنفولازای ساده...

‏*کی فکرش رو می کرد خرید گوشت برای جمعیت بزرگی از مردم ایران تبدیل به آرزو بشه. جالب اینجاست در سند چشم انداز ۲۰ ساله که سررسیدش امساله، قرار بود قدرت اول اقتصادی منطقه باشیم.

‏*یک کیلو گوشت ران گوسفندی یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومن!

۴ سال پیش با پول ۴ کیلو از این گوشت می شد یه گوسفند زنده ۴۰ کیلویی خرید. در عرض ۴ سال توان خرید مردم یک دهم شده، اگه این پیشرفت نیست پس چیه؟!

*یه جور عجیبی مردم گرفتارند. ماها فقط می شنویم که زندگی ‌یک کارگر با ماهی ۱۵ تومن و اجاره خونه و یک بچه سخته!

تا از نزدیک نبینیمشون، نمی فهمیم! زمستونه، شب میاد بچه رو ببره بیمارستان، همین رفت و برگشت با اسنپ می شه۵۰۰ تومن! همین یک قلم!

هزااااار جور بدبختی

*صادرات نفت به بالاترین حد خودش رسیده.

در عین حال، تورم و میزان جهش قیمت دلار هم به بالاترین حد خودش رسیده.

نتیجه‌گیری ساده است:

نه تنها از پول نفت خرج مردم نمی ‌شود که خرج چیزهای دیگه می‌ شود، از مالیات هم خرج همون چیزهای دیگه می ‌شود.

*‏رفتم سوپر ۴ تا جنس برداشتم، صاحب مغازه نبود و کارگر نوجوون پشت دخل بود، مبلغ اجناس رو جمع زد و برآشفته شد، دوباره جمع زد و سری به تاسف تکون داد و گفت: آقا ببخشید چیزی هم نخریدید اما شد یک میلیون!

می‌ خوام این رو بگم که همدلی و احساس مسئولیت پسرک کارگر بقالی از مسئولان ج. ‌ا. بیشتره.

‏*ما در حال تعلیق جنگ نیستیم، سر نیزه قیمتها از تخم مرغ، دارو و درمان، قیمت ارز و بقیه کالاها سینه مردمان را می شکافد و خون خشم و عصیان را همه جا روان می کند، با این جنگ دیگر نیازی به هیچ حمله نظامی نیست. جالب است این جنگ با همدستی و بی تفاوتی خود سیستم حاکم انجام می شود!

 

از مسئولان چه خبر

‏*در مملکتی که همه چیزش به زمین نشسته و اقتصادش ورشکست شده، مدیران و هیات مدیره های آن کشور، هر سال هزاران میلیارد تومان پاداش به خودشان می دهند.

در واقع از بدبخت‌تر شدن ما، سیاستمداران ثروتمندتر می شوند.

‏*عارف: کره جنوبی تولید خودرو را یک سال از ما دیرتر شروع کرد اما این کشور الان کجاست؟ ما کجاییم؟

پ ن: نتیجه شعار خودکفایی، قطع ارتباط با دنیا، فساد گسترده و استخدام بی نهایت کارمند بیکار در کارخانه های خودروسازی، تولید خودرو را به این روز انداخته است.

‏*پزشکیان دوره افتاده پول نداریم،

لاریجانی دوره افتاده جون مادرتون بذارید محور کذایی مقاومت نفس بکشه آبرومون نره،

عراقچی دوره افتاده جون مادرتون یکی بیاد میانجی شه ما نیم درصد غنی سازی کنیم،

فرزین هم دوره افتاده به گدایی دلاری.

یه مشت خل و‌ چل آبرو‌ برامون نذاشتند.

*باشد تا تنبیه شویم در کشوری که صمصامی و ایروانی و فرزین ها حاکمند و چپاولگران ارزی جولان می دهند، غلط اضافه و «سرمایه گذاری برای تولید» نکنیم!

‏*قالیباف از وضعیت معیشت مردم انتقاد دارد

پزشکیان نسبت به گرانی‌ها معترض است

و مجلس نیز از کوچک شدن سفره‌های مردم ابراز نگرانی می‌کند

فکر کنم انتظار دارند ما رعیت بابت این حجم از گرانی و بدبختی‌ها که موجب تشویش و مکدر شدن خاطرِ حضرات شده، از آنها عذرخواهی کنیم.

‏*یک روز می‌فهمید که‌ فقط سیم کارت نبود، پلاک ماشین، بن خرید، کنکور، گزینش شغل

و.‌‌‌‌.. خیلی چیزهای دیگه سغید بودن...‌!

‏*مدیر عامل دستگیر شده موسس ملل به خودش و 3 همسرش 36000ملیارد وام داده.

انوقت طرف میگه برنج نخورید جو بخوربن ای لعنت برشما!

*‏وزیر جهادکشاورزی گفته قیمت محصولات بستگی به انصاف فروشندگان داره...

و در ادامه بهش گفتن: مردم نمی تونن بخرن...

خیلی شیک و مجلسی گفت: صادرش می کنیم..

 

تصویر کلی از شرایط

‏*تقریباً ۷۰ درصد آدم‌های بالای ۳۰ سال در ایران وسط  یک جور بن‌بست اقتصادی گیر کردن؛ طوری که تا آخر عمر نه می‌تونن خونه بخرن، نه ماشین، نه حتی یه زندگی حداقلِ استاندارد داشته باشن. حدود هفت تا ده میلیون نفر از جمعیت متولد دهه‌ هفتاد کشور هم در وضعیت تعلیق اجتماعی موندن؛ یعنی استقلال از خانواده براشون یه رویاست و یا باید کنار پدر و مادر پیرشون بمونن یا مجبور بشن زندگی تک ‌نفره رو تا آخر عمر ادامه بدن، چون نه پولی برای ازدواج می ‌مونه، نه امیدی برای ساختن آینده.

*نسلی که طبق روال طبیعی زندگی باید الان به مرحله ثبات رسیده باشه، گیر افتاده وسط شغلهای موقت، حقوق ناچیز و تورمی که هر روز رکورد جدید می ‌زنه. انگار توی یک چرخه فرسایشی افتادیم که هرچی زمان می ‌گذره، سخت ‌تر می ‌شه ازش بیرون اومد.

واقعاً این چه سرنوشتی بود که برای این مردم ساختید؟ نسلی که قرار بود پیشرفت کنه و آینده بسازه، الان فقط داره دست ‌وپا می ‌زنه که از پس زنده موندن بر بیاد.

‏*تحریم نتوانست مارا تعطیل کند/ جنگ نتوانست تعطیل کند،

ولی امروز متاسفانه بالاجبار مجموعه کارخانجات صنایع غذایی نیکنام، فقط به دلیل کارشکنی مشکوک بانک مرکزی در «ممانعت ورود مواد اولیه» بعد از ۷ سال تولید مستمر با چند صد کارگر و کارمند، تا رفع موانع «تعطیل شد!»

‏*وضعیت یه جوری شده شما حتی نمیدونی باید از چی تعجب کنی.

میخوای از قیمت دلار تعجب کنی یهو قیمت طلا رو میبینی، میخوای از قیمت طلا تعجب کنی کرایه ها رو میبینی، سرتو می چرخونی یهو قیمت اجناس رو میبینی،

یعنی دیگه حتی فرصت نمیدن تعجب کنی!

‏*به لحظه تاریخی رسیدیم؛ لبنان به سفیر جدید ایران اجازه ورود نداد.

حتما باید کار به این خفت می رسید؟

سالها مردم فریاد زدند نه غزه، نه لبنان جانمان فدای ایران... گوش ندادید

‏*می گه اگه مدیریت لبنیات رو به خود گاوها سپرده بودند الان قیمتش خیلی ارزون‌تر بود!

‏*متاسفانه این وضعیت که من می بینم به زودی شاهد ورشکستگی مشاغل آزاد در همه زمینه ها..خواهیم بود!

چون با هرکسی صحبت می کنم توی هر شغلی میگه خرج با دخل نمیخونه!

چه صنعت! چه ساخت و ساز! چه مواد غذایی! چه خدمات! و درمان که مردم دیگه فکر نمی کنم توان داشته باشن!

این چرخه به زودی می ایستد

‏*نوشته بود: دمای آسایش ۲۰ درجه! با همدلی زمستان را سپری می ‌کنیم.

خب چرا موقع اختلاس همدلی ندارید؟ چرا موقع تقسیم رانت همدلی ندارید؟ چرا موقع نوشتن قوانین خلق‌ الساعه همدلی ندارید؟!

فقط وقتی مردم باید هزینه بدن، همدلی دارید؟!

‏*ترسناکی وضعیت رو تو جاهای جمعی می شه دید. مترو که سوار میشی، سکوت مرگبار حاکمه و نگاهها خیره است به جایی تهی. انتظار کشنده برای پایان این رنج.

 

ما ایرانی هستیم و تا ابد ایرانی می ‌مونیم!

‏*وضع اقتصادیمون داغونه، پول نداریم، آجیل نمی ‌تونیم بخریم، گوشت و مرغ و ماهی و حتی برنج رو هم در حد مایحتاج می تونیم تهیه کنیم نه برای جشن و بزم چله ‌نشینی. میوه هم در حد وسع و کمتر از نیاز واقعی. دورهمی گرفتن و مهمانی دادن با این هزینه ‌های سرسام‌آور هم سخته. از همه اینها بدتر روحیه نداریم، در کشوری اشغال‌شده زندگی می‌کنیم روزانه داغدار عزیزی هستیم که به دست اشغالگران به قتل رسیده. انگیزه شادی نداریم و قاعدتا باید بگیم با این اوضاع جشنمون به چیه...

اما با همین دلهای شکسته و با همون کمینه‌ها، با گندم برشته و شاهداونه و تخمه آفتابگردون، با یک کیلو خیار و نارنگی و سیب، با بژی برساق دست پخت مادر و نهایتا یک بسته کاک و برنجی ارزون قیمت، با عشق به میهن و تاریخ ایران، با شاهنامه و حافظ و موسیقی کردی و هلپرکی و چوپی و آبجوی دست ‌ساز و شراب انگوری ۲ساله، شب یلدا رو در کنار عزیزانمون جشن می‌گیریم و یاد نیاکانی که این میراث ارزشمند رو برای ما به یادگار گذاشتن زنده نگه می داریم.

قدم همه عزیزان، دوستان و فامیل هم که میان این شادی بزرگ رو در کنار سفره کوچک ما سر کنن، به روی چشم.

 

 

منبع: نبرد خلق شماره ۴۹۷، دوشنبه ۱ دی ۱۴۰۴ - ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵

 https://t.me/nabard_khalgh

بازگشت به صفحه اول